پنج شنبه18 شهريور 1389                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 155 تن
 

خط و فرهنگ


ذبيح ‌بهروز

در اروپا كساني كه راجع به زبان دين و خط و ارقام هندسي تحقيقي كرده‌اند، به دو دسته تقسيم مي‌شوند و اغراض‌ هر دسته‌اي مخالف دسته ديگر است. يك دسته كه عده ايشان بسيار كم است، راجع به موضوع‌هاي چهارگانه فوق، نظريات منصفانه‌اي اظهار داشته‌اند ولي از آن‌جايي كه چنين نظرياتي بـا اغراض متنفذين اروپا موافق نيست، انتشاري پيدا نكرده است؛ و اگر اتفاقا انتشاري پيدا كرده و از طرف دسته مخالف اعتراضي شده و آنان به علت بي‌علاقگي به يك موضوع غير اروپايي در نظريه خود تجديدنظر روا داشته و آن را حتي الامكان نزديك به اميال مغرضين نموده‌اند.

دسته ديگر كه عده آن‌ها بسيار زياد است، از قديم نسبت به ايـران و هند، عدوات مخصوصي دارند و ضد دسته اول مي‌باشند. اين دسته كه در اروپا نفوذ و اقتدار فوق‌العاده دارند، روشن شدن تـاريخ و حقيقت چنين موضوع‌هايي را مخالف مصالح سياسي و مذهبي خود مي‌‌دانند و سعي دارند بـا مغالطه و حدسيات، سدي در پيش حقايق بكشند، تـا  اين كه نامي از آسيا و مخصوصا ايـران، بسزا برده نشود. مولفات و تبليغات اين دسته مخالف، به همه‌ زبان‌هاي اروپايي بسيار است و در گمراه كردن اذهان اشخاصي كه قوه و حوصله تحقيق ندارند و معلومات آن‌ها از راه خواندن و شنيدن است، تاثير عميقي داشته و دارد. ولي محتويات مولفات ايشان تاكنون از مرحله جدال و حدس و ترديد خارج نشده و در مدت قرن‌ها، نتوانسته‌اند به طور قطع چيزي راجع به چهار موضوع مهم فوق بنويسند. تاريخ زبان و دين و خط و ارقام، زحمت فكري بسياري براي مغرضين فراهم كرده است و براي پوشيدن حقايق، چاره‌اي جز اين نديدند كه:

1ـ سرزمين پهناور ايـران و هند را بـا آن همه استعداد آباداني و آثار باستاني تاريخي و ديني و ادبي و صنعتي، از يك جزيره يوناني هم كوچك‌تر و بي‌اهميت‌تر وانمود كنند.

2ـ سال‌هاي حوادث مهم تاريخي را طوري به ميل خود پايين بياورند كه بودا و زرتشت و كنفسيوس همه تقريبا، هم عصر سقراط و پريكلس واقع شوند، تـا  قدمت يونانم معارضي پيدا نكند.

قرن‌ها پيش از اين كه در آثار باستاني جهان به نام يونان برخوريم، مغرب آسيا محل سكونت ملل متمدن آريايي بود و هنگامي تمدن يونان صورتي به خود مي‌گيرد كه اين نواحي از قلمرو شاهنشاهي ايـران به شمار مي‌آيد. قبل از بيداري اروپا، روايات تورات حكم نصوص مسلم تاريخي را داشت ولي در قرن‌ هجدهم سراسر آن مورد انتقاد سخت واقع شد و ديگر كسي حاضر نبود رواياتي را كه مدارك تاريخي ديگر آن را تاييد نكند بپذيرد. براي كشف آثاري كه مويد روايات تورات بشود، از اواسط قرن نوزدهم به اين طرف، در هر منطقه‌اي كه احتمال وجود آثاري براي اين منظور مي‌رفت شروع به كاوش‌هاي منظم كردند. اين كاوش‌ها از نظر كشف مدارك، مفيد واقع نشد بلكه نتيجه معكوس هم بخشيد. ولي شاهكاري كه در سايه اين حفاري‌ها به كار رفت اين بود كه هر جا آثار تمدن ملل قديم فراموش شده‌اي پيدا شد، يكي از نام‌هاي اساطير تورات را روي آن آثار كشف شده گذاشتند و بعد اصطلاحات چندي هم وضع كردند كه آن آثار را بـا روايات مذهبي ربط دهند. اساس همه اين كتاب‌ها، روي حدسيات چنديست كه مهم‌ترين آن‌ها از اين قرار است:

1ـ فرض شده كه از سرزمين پهناور ايـران بـا آن همه استعداد آباداني، كسي به طرف سرزمين بابل مهاجرت نمي‌كرده و هميشه قبايل نيم‌وحشي مثل مور و ملخ به طرف دجله و فرات هجوم مي‌آورده‌اند و هر جا مي‌خواستند، سكنا مي‌گرفتند.

2ـ چون در ايـران حفاري منظم و عميق نشده،‌فرض شده است كه چيزي در آن جا نبوده و به دست نخواهد آمد. از اين قبيل حدس‌ها قبل از كشف آثار «سند» هم مي‌زدند كه همه باطل شد.

در سال 1904 ميلادي در حوالي شهر مرو، حفاري‌هايي توسط «پمپلي» انجام گرفت و آثار تمدن بسيار قديمي كشف گرديد كه به نام «انو» آن را ناميده‌اند. علت گذاشتن چنين اسم غير معمولي روي تمدن باستاني آن ناحيه، اين است كه اگر آن را به نام تمدن مرو يا خراسان ناميده بودند، جلب توجه را به اين دو اسم مشهور ايراني مي‌كرد و تاثير معنوي چنين نام‌هايي براي شهرت بابل مناسب نبود. «پمپلي» از روي اصول علم زمين‌شناسي و در نظر گرفتن اوضاع جوي آن ناحيه تعيين كرد كه آن آثار متعلق به هشت‌هزار سال قبل از ميلاد مسيح مي‌باشد.

بعد از كشف آثار سومر، اصرار در قدمت بابل ديگر افتخاري ايجاد نمي‌كرد پس براي اخلال در تـاريخ قديم ايـران راه ديگري پيدا كرده‌اند و آن اين است كه مـردم سومر و شوش را از ايـران جدا كنند. «لنرمان» در 1873 ميلادي، كلمه شنعار را كه در تورات به كار رفته بـا كلمه‌اي كه آن را حدسا «سون‌گيري» خوانده بود، يكي فرض كرد و در نتيجه كلمه سومري را پس از تعبيرات چندي، براي قومي كه در زمان بسيار قديم در مغرب خوزستان تمدن عظيمي ايجاد كرده بودند، از پيش خود اصطلاح كرد.

ترجمه‌هايي كه از الواح مي‌كنند كاملا مورد شك و ترديد است. كتاب‌هايي كه درمدت صد سال گذشته راجع به تواريخ باستاني نوشته شده، خالي از اغراض مذهبي و سياسي نيست ومطالب آن‌ها طوري مرتب شده است كه ايـران و هند را حقير و بي‌سابقه در هر چيز نشان دهند و سهم واقعي آن‌ها را در تمدن جهان انكار كنند. ما نبايد از آب و رنگ و اصطلاحات جعلي اين كتاب‌ها كه بـا كمال زبردستي و مراعات فن مغالطه تاليف شده گول بخوريم. ما مثل ديگران احتياج به برهم زدن تـاريخ ملل و جعل و حك آثار قديم و وضع اصطلاحات جديد نداريم.



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود

نفوذ زبان فارسي در زبان كشميري

دگرگون سازي هويت ايراني در تاريخ


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما