يكشنبه1 مهر 1397                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 182 تن
 

حقوق تاريخي ايران در درياي مازندران (كاسپيان)


دكتر هوشنگ طالع / عبدالله مراد علي بيگي



حقوق تاريخي ايران
در
درياي مازندران (كاسپيان)


دكتر هوشنگ طالع
عبدالله مراد علي بيگي
انتشارات آرمان خواه
چاپ دوم ، آبان ماه 1386 ، شمارگان 2500 نسخه
چاپ نخست ، بهار 1381
نشاني : تهران ـ صندوق پستي 358ـ 15855
تلفـن : 88825160 نمابر: 88847904


پيش‎گفتار
مي‎دانيم كه همه‎ي جهانيان درياي شمالي ايران را به نام
يكي از كهن‎ترين اقوام ايراني. يعني «كاسپي‎ها» كه در زمان باستان ساكن
كرانه‎هاي اين دريا بودند، «درياي كاسپين» مي‎نامند.1اين را نيز مي‎دانيم
كه در طول سده‎هاي بسيار تا به امروز، نام «مازندران» بر اين دريا، بيش از
هر نام ديگري به گوش فرزندان اين سرزمين، خوش آهنگ بوده است.
اما اين را
نمي‎دانيم، چرا چند سالي است كه تعدادي از نهاد‎هاي سياسي، فرهنگي و
آموزشي كشور به هنگام نام بردن از اين دريا، بجاي نام‎هاي ايراني مطرح آن
در ايران و جهان، از نام جعلي و مطرود «خزر» استفاده مي‎كنند. حال آن كه در
هيچ اثر تاريخي و جغرافيايي كه از دوران باستان بدست ما رسيده، هرگز از
اين دريا با نام خزر ياد نشده است.
از نوشته‎هاي «هكاتئوس ميلتي»
(Hekataios Milesios) جغرافي نگار يوناني كه پيش از هرودوت مي‎زيست
(كمابيش480 ـ 546 پ.م) پيداست كه اين دريا به نام «درياي هير‎كاني» (درياي
گرگان) خوانده مي‎شد.2 گويا اول كس از ميان مورخان باستان، هرودوت بود كه
در اثر تاريخي خود آن را «درياي كاسپين» ثبت كرد.3
از آن زمان تا به
امروز، در همه‎ي جهان اين دريا با همين نام كهن ايراني شناخته مي‎شود و
همه‎ي جهانيان آن را درياي كاسپين مي‎نامند. در نقشه‎هاي جغرافيايي جهان
نيز، همين نام است كه كاربرد علمي و عملي دارد.
اما پس از ظهور اسلام،
مورخان و جغرافي‎نگاران مسلمان كه به شرح احوال تاريخي اقوام ساحل‎نشين
درياي شمالي ايران پرداختند، در بيان موضع و موقعيت، جغرافيايي سرزمين
قلمرو هر قوم، ناچار اسامي بومي هر بخش از آب‎هاي كرانه‎اي دريا را كه از
نام‌‏ محل و قوم مردم ساحل‎نشين همان بخش برگرفته بودند، در آثار خود
آوردند. همان گونه كه امروز ما به همان شيوه، اسامي محلي و بومي مصطلح ميان
كرايه‌‎نشينان در يك محدوده ساحلي را براي آب‎هاي كرانه‎ي آن بخش بكار
مي‎بريم. براي مثال مي‎گويم: درياي انزلي، درياي چمخاله، درياي رامسر و ...
از اين رو در عصر اسلامي و در ميان تاريخ و جغرافي‎نويسان، نام‎هاي چندي
مانند: مازندران ، تبرستان، آبسكون، گركان (هير‎كانياي باستان)، گيلان،
ديلم، قزوين (كاسپين) و نيز خزر و غير آن، از براي اين دريا پيدا شد. چنان
كه گفته شد اين نام‎ها در آثار اين نويسندگان، تنها معرف حوزه‎ي محدودي از
آب‎هاي كرانه‎اي بود و گاه قلمرو حضور و يا اقتدار قومي را در درازاي ساحل
مورد نظر مي‎رسانيد.
«خزر» هم يكي از همان چند نام و عنواني بود كه
نويسندگان مسلمان به دليل سكونت قومي بدين نام در استپ‎هاي مجاور كرانه‎هاي
شمال باختري درياي شمالي ايران، بر آب‎هاي كرانه‎ي آن بخش از اين دريا
داده بودند.
خزر‎ها هيچ‎گاه حضوري گسترده بر گستره‎ي آب‎هاي درياي شمالي
ايران نداشتند. زيرا چيرگي خوي صحرا گردي بر آنان، سبب پرهيزشان از دريا
مي‎شد. از اين رو، قلمرو اين نام، حتا در اوج اقتدار و قدرت‎مداري خزر‎ها،
هرگز محدوده‎اي فراتر از آب‎هاي كرانه‎ي ميان دو سوي دهانه‎ي رود ولگا (رود
اتل) تا كرانه‎هاي شمال «دربند» (باب الابواب)، در آن سوي مرز‎هاي ايران
زمين را، در برنمي‎گرفت.
گذشته از آن، دوران حضور خزر‎ها در بستر تاريخ
هم چندان دراز نبود. آنان در سده‎ چهارم ميلادي در منطقه سفلاي رود ولگا
پيدا شدند و در سده‎ دهم ميلادي نيز از ميان رفتند.4 پيش از پيدا شدن
خزر‎ها در كناره‎ي رود ولگا، اين سرزمين محل زيست «سكا‎هاي آريايي» بود.
در
برابر از زمان باستان، بيش‎تر كرانه‎ها و آب‎هاي درياي شمالي ايران، در
قلمرو تاريخي، قومي، فرهنگي، تمدني و سرزميني، ايران قرار داشته است. از
سوي ديگر :5
خزر‎ها قومي وحشي، متجاوز و خون‎ريز بودند. اقوام
سرزمين‎هاي همسايه از هجوم پي‎ در پي آنان كه براي غارت‎گري انجام مي‎شد و
با شقاوت و بي‎رحمي بسيار همراه بود. پيوسته در وحشت مرگ بسر مي‎بردند.
سرزمين‎هاي
آبادان و پر نعمت ايران در قفقاز، از آفت هجوم آنان بارها دستخوش ناامني و
ويراني گسترده شده بود. در جنگ‎هاي ايران و روم در عصر خسرو‎پرويز، خزر‎ها
از متحدان اصلي روميان در حمله به ايران بودند.


بايد به ياد داشت كه :6
روس‎ها نيز براي نخستين بار در دوران خلافت
عباسيان به كمك و مساعدت خزر‎ها پاي به درياي مازندران گشودند و سواحل
مازندران، گيلان و اران را به باد غارت و كشتار دادند.


يرانيان در عصر خسرو انوشيروان براي جلو‎گيري از يورش‎هاي خانمان‎ سوز
اين قوم خون‎ريز، بر تنها گذر‎گاه طبيعي عبور اين هجوم‎گران به سرزمين
قفقاز، در ميان كوه و دريا، سدي محكم بستند و آن را «دربند» ساختند.7
مي‎كرد.
پاره‎اي به غلط ساختن اين سد را به اسكندر گجستك نسبت مي‎دهند
وسد سكندرش مي‎خوانند. اين سد كه مرز ايران با انيران در آن منطقه بود، در
عصر اسلامي نيز به دفعات مورد مرمت قرار گرفت و تا چند قرن كار پدآفند از
سرزمين‎هاي ايراني‎نشين قفقاز را برابر هجوم و ايلغار اقوام صحرا گرد
شمالي، آسان می کرد

موقعيت طبيعي
درياي مازندران (كاسپيان)، ميان
طول‎هاي 46 درجه و 38 دقيقه و 54 درجه 34 دقيقه شرقي و عرض‎هاي 36 درجه و
34 دقيقه و 47 درجه و 13 دقيقه شمالي و در شمال مركزي سرزمين كنوني ايران،
واقع است. امروزه، اين دريا محدود است از شمال، به فدراسيون روسيه و
قزاقستان، از خاور به جمهوري‎هاي قزاقستان و تركمنستان، ‌از باختر به
جمهوري‎هاي آذربايجان (اران) و فدراسيون روسيه و از جنوب به ايران پهنه‎ي
درياي مازندران، كمابيش 378 هزار كيلو‎متر مربع برآورد شده است كه بيش از
پهنه‎ي كشور ژاپن است.8
درازاي اين دريا (از جنوب به شمال) كمابيش 1200
كيلو‎متر و پهناي آن در پهن‎ترين نقطه (در شمال) 554 كيلو‎متر و باريك‎ترين
ناحيه‎ي آن (ميان شبه جزيره آبشوران و دماغه‎ي كواولي)، 200 كيلو‎متر است.
بدين‌‎سان، ميانگين پهناي درياي مازندران، كمابيش 300 كيلو‎متر برآورد
مي‎شود.
ژرفاي اين دريا در شمال بسيار كم است. به گونه‎اي كه ژرفاي چهار
پنجم اين بخش از درياي مازندران، كمتر از 10 متر است. اين دريا در بخش
مياني، 170 تا 790 متر عمق دارد. بخش‎هاي ژرف اين دريا در بخش جنوبي قرار
دارد و عمق آن ميان 960 تا 1000 متر است.
ميانگين گودي اين دريا 180 متر و سطح آن با توجه به افزايش و كاهش، كمابيش 26 متر پايين‎تر از سطح دريا‎هاي آزاد است.
در
اين جا، بايد ياد‎آور شد كه حوزه‎ي جنوبي درياي مازندران با پهنه‎ي كمابيش
156 هزار كيلو‎متر مربع، گر چه حدود 36 درصد از مجموع وسعت اين دريا را در
برمي‎گيرد. اما گنج (حجم) آب اين بخش، خيلي‎ بيش‎تر از مجموع دو بخش شمالي
و مياني است.
پيرامون درياي مازندران (بدون در نظر گرفتن جزيره‎ها)
كمابيش 6400 كيلو‎متر مي‎باشد. از اين ميزان، 992 كيلو‎متر يعني از
خليج‎حسينٌٌ‏قلي (در خاور) تا آستارا (در باختر)، در قلمرو ايران قرار
دارد.
درياي مازندران با پهنه‎ي كمابيش 424 هزار كيلو‎متر مربع،
بزرگ‌ترين درياي بسته جهان است.9 پهنه‎ي درياي مازندران در اثر افزايش يا
كاهش آب اين دريا دگرگون مي‎شود. پهنه‎ي درياي مازندران در مقايسه‎ي با
درياچه‎هاي دور و بر آن، بيش از 5/6 برابر درياچه‎ي خوارزم و كمابيش 90
برابر درياچه‏ي اروميه است.
دماي اين دريا به طور قابل ملاحظه‎اي متغير
بوده و بستگي كامل، به آب و هواي نواحي كرانه‎اي آن دارد. در دي ماه،
ميانگين دماي سطح آب درياي مازندران در شمال اين دريا، حدود 11 تا 12 درجه
زير صفر است، در حالي كه ميانگين دماي سطح آب در همان زمان در بخش جنوبي،
كمابيش 6 درجه بالاي صفر مي‎باشد.

بندر‎هاي مهم درياي مازندران

1ـ آستاراگان (آستاراخان، هشتر‎خان) :
اين بندر در دلتاي رود ولگا (اتل)، قرار دارد. بندر آستارا‎گان، مهم‎ترين بندر بازرگاني فدراسيون روسيه در درياي مازندران است.
2ـ بادكوبه (باكو) :
بندر
بادكوبه، مركز جمهوري آذربايجان (اران) است. اين بندر، در كرانه‎ي جنوبي
شبه جزيره‎ي آبشوران واقع است. بادكوبه از عمده‎ترين بندر‎هاي درياي
مازندران و يكي از مناطق مهم نفتي است.
3ـ دربند :
اين بندر
عمده‎ترين بندر جمهوري فدراسيون روسيه در داغستان به شمار مي‎رود. دربند در
كرانه‎ي غربي درياي مازندران، ميان بادكوبه و ماهاج قلعه، (مركز داغستان)،
قرار گرفته است.
4ـ آلكساندروسك :
اين بندر، مهم‎ترين بندر بازرگاني جمهوري قزاقستان است.
5ـ كراسنوودسك :
اين بندر كه در جمهوري تركمنستان قرار دارد، از مهم‎ترين بندر‎هاي كرانه‏ي خاوري درياي مازندران است.
6ـ كوريوف :
بندري است در شمال درياي مازندران كه در مصب رود اورال و در قلمرو فدراسيون روسيه واقع است.
7ـ بندر‎هاي واقع در قلمرو ايران :
مهم‎ترين بندر‎هاي واقع در قلمرو ايران در كرانه‎هاي درياي مازندران عبارتند از : انزلي، نوشهر، فريدون‏كنار، تركمن و گز.
بايد خاطر نشان كرد كه بندر انزلي از مهم‎ترين بندر‎هاي درياي مازندران است.


حوضه‎ي آبريز درياي مازندران (كاسپيان)
حوضه‎ي آبريز درياي مازندران
بسيار پهناور است، به گونه‎اي كه كمابيش 256000 كيلو‎متر مربع آن در خاك
امروز‏ه‏ي ايران قرار دارد. كمابيش 150 رود و رگه‎هاي آب دهنده‎ به درياي
مازندران مي‎ريزند كه مهم‎ترين آن‌ها عبارتند از:
الف ـ از قلمرو ايران : (اين رودخانه‎ها، از خاور به باختر، عبارت‎اند از)
اترك،
گرگـان‏رود، قره‏سو، نكـا يا تجن، تالار، بابـل، هـراز، چالـوس، چشمه‎گيله
(شهسوار)، پل رود، شلمان رود، لنگرود (چمخانه)، سفيدرود، پسيخان، ماسوله،
آستارا و ارس، رود ارس از «دوه‎لو» تا «قره‎ني»، مرز دولتي ايران است.
ب ـ از قلمرو جمهوري آذربايجان (اران) :
رودخانه
كور، كورا يا كوروش. اين رودخانه پس از يكي شدن با رود ارس در نزديكي شهر
صابر‎آباد، به درياي مازندران مي‎ريزد. رودخانه‎ي كوروش، بزرگ‌ترين
رودخانه‎ي قفقاز است.
رودخانه‎ي سمور، در مرز اران و داغستان
پ ـ از قلمرو فدراسيون روسيه :
رود ولگا (اتل). اين رود‎خانه به تنهايي 80 درصد همه‎ي جريان‎هاي سطحي درياي مازندران را تامين مي‎نمايد.10
ث ـ از قلمرو جمهوري قزاقستان :
رودخانه‎هاي اورال و امبا

پوشش گياهي
تنها
كرانه‎هاي جنوبي درياي مازندران داراي پوشش گياهي انبوه است. در كرانه‎هاي
باختري اين دريا از جنوبي به شمال از پوشش گياهي كاسته مي‎شود.
به
گونه‎اي كه شمال منطقه‎ي تالش، كرانه‎ي درياي مازندران، داراي پوشش گياهي
قابل توجه نيست. كرانه‎هاي شرقي درياي مازندران را خشكستان فرا گرفته‎اند.
در شمال نيز كرانه‎هاي اين دريا، داراي پوشش گياهي نيست.11

موقعيت تاريخي

تا
پيش از ظهور «پتر» در صحنه سياسي روسيه (1752 ـ 1682 ميلادي / 1104 ـ 1061
خورشيدي) هميشه درياي مازندران، يك درياي ايراني بود. نزديك به همه‎ي بخش
كناره‎هاي اين دريا، در قلمرو دولت ايران قرار داشت.
مهم‌‎تر اين كه در
اين بخش از جهان، ايران با مدعي يا مدعياني روبرو نبود. ايران تا پيش از
تاجگداري پتر، هرگز از سوي درياي مازندران مورد تهديد جدي قرار نگرفته بود.
در
اين ميـان گـرچه نام اقوام نامتمدن روس، گه‎گـاه بر خـامه‎ي تاريخ‎نگاران و
زبان سرايندگان اين مرز و بوم جاري شده12 اما اين تماس چنان نبود كه آنان
را به صورت يك همسايه به ما بشناساند.
پادشاهي پتر در روسيه، با دوران حكومت سلطان حسين صفوي
(1101
ـ 1073 خورشيدي / 1723 ـ 1694 ميلادي) در ايران، هم‌زمان بود. پتر با
تنظيم نوعي راهبرد « تجاوز و توسعه» در پي يورش به سرزمين‎هاي همسايه و
گسترش ارضي برآمد. استراتژي مزبور، به منشور يا «وصيت‎نامه» پتر مشهور گشت.
پتر،‌
پس از چند تاخت و تاز در قلمرو عثماني، متوجه ايران شد. اما ايران كه
بارها توانسته بود نيرومندترين امپراتوري جهان آن روزگار، يعني عثماني را
شكست دهد، براي پتر بسيار مهيب مي‎نمود.
پتر، به دنبال گسيل دو فرستاده
به دربار اصفهان و به دست آوردن اطلاعات لازم پيرامون اوضاع نابسامان ايران
و يك بررسي همه جانبه كه بيش از هشت سال به درازا كشيد، در ماه مه 1723
(اردي‌بهشت ماه 1102)، فرمان تهاجم به سوي سرزمين‎هاي ايران را صادر كرد.
روس‎ها به سرعت دست‎اندر كار شدند و از راه ولگا خود را به درياي مازندران
رسانيده و داغستان را متصرف شدند. سپس متوجه گيلان شده و شهر رشت را اشغال
كردند. نيرو‎هاي محلي در گيلان به مقابله برخاستند اما شكست خوردند. روس‎ها
كه از اين پيروزي جري‎تر شده بودند، سرانجام به دنبال چند دوره نبرد،
بادكوبه را نيز تسخير كردند.
بدين‎سان، براي اولين بار كشور ايران از
سوي درياي مازندران مورد تهديد و هجوم قرارگرفت و در نتيجه، حاكميت
بلامعارض ايران در اين دريا، به مخاطره افتاد.
گرچه جانشينان پتر با يك
اخطار ساده‎ي « نادر»، نيرو‎هاي خود را از گيلان و قفقاز، بيرون بردند اما
آنان هم‌چنان به دنبال فرصت براي اجراي منشور پتر بودند.
با قتل آقا
محمد‎خان قاجار، در قلعه‏ي شيشه ]شوشي[ در دهم خرداد ماه 1176 خورشيدي (31
مه 1797 ميلادي)، آخرين مانع در برابر تجاوز و گسترش ارضي روس‎ها از ميان
رفت.
شش سال پس از قتل « آخرين مرد پيروز ايراني»، دومين فرمان تهاجم به
سوي سرزمين‎هاي ايران صادر شد (دسامبر 1803 / دي‎ماه 1182). بدين‎سان،
نبرد‎هايي در سرزمين قفقاز ميان نيرو‎هاي متجاوز روس و ايرانيان در گرفت كه
سيزده سال به درازا كشيد. به دنبال اولين بخش از اين نبرد‎ها كه مدت ده
سال به درازا كشيد، قرار‎داد گلستان، با ياري نيرنگ‏بازان انگليسي، از سوي
روس‎ها بر ملت ايران تحميل شد (20 مهر ماه 1192 / 12 اكتبر 1813).13
بر
پايه‎ي اين قرارداد، ولايت‎هاي گنجه، قره‎باغ] كوراباغ[ و خانات شكي،
شيروان، قبه، دربند وباكو و هم‎چنين بخش‎هايي از تالش و همه‎ي سرزمين‎
داغستان، گرجستان و محال‏شوره‏گل، آچوق‏باشي، گروزيه، منگريل، آبخاز و ...
از ايران جدا و بر حاكميت ايران در درياي مازندران نيز، خدشه وارد آمد. در
فصل پنجم اين قرارداد مي‎خوانيم :


... در خصوص كشتي‎هاي عسگريه جنگي روسيه به طريقي كه در زمان دوستي و يا
هر وقت كشتي‎هاي جنگي روسيه با علم و بيرق در خزر بوده‎اند حال نيز محض
دوستي اجازه داده‎ مي‎شودكه به دستور سابق، معمول گردد و احدي از دولت‎هاي
ديگر سواي دولت روس، كشتي‎هاي جنگي در درياي خزر نداشته باشد.
در
قرارداد گلستان هنوز سخن بر پايه‎ي « ... محض دوستي» است و « اجازه‎ي »
دولت ايران. اما لحن نوشتار در ننگ‎نامه تركمن‎چاي14 كه 12 سال پس از
قرارداد گلستان بر ايران تحميل شد، دگرگون مي‎شود.
نبرد‎هاي دوم ايران و
روس، در چهارم تير ماه 1205 خورشيدي (25 ژوئن 1826 ميلادي) با حركت ارتش
وليعهد ايران براي آزاد سازي مناطق از دست رفته آغاز شد. سرانجام با شكست
ايرانيان، ننگ نامه‎ي تركمان چاي (21 فوريه 1828 / اول اسفند 1206) بر ملت
ايران تحميل شد. در تحميل ننگ‎نامه تركمان چاي بر ملت ايران، دولت انگليس،
دخالت مستقيم داشت. بر پايه‎ي اين قرارداد تحميلي، نه تنها ايالت‎هاي
نخجوان، ايروان، و بخش‎هايي‎از تالش از ايران جدا گرديد، بلكه به حاكميت
ايران در درياي مازندران لطمه‎ي بسيار وارد شد. در فصل هشتم قرارداد مزبور،
آمده است :
... اما در باب كشتي‎هاي جنگي چون آن‏هايي كه بيرق نظامي
روس دارند از قديم الايام بالانفراد حق سير در بحر خزر را داشته‎اند، حال
هم بدين سبب امتياز منحصر به همان كشتي‎ها خواهد بود. به طوري كه غير از
دولت روس، دولت ديگري حق نخواهد داشت كه سفاين جنگي در درياي خزر داشته
باشد.
بدين سان با تحميل قرارداد تركمان‎چاي، دولت روسيه تزاري، به
گونه‎اي حاكميت بلامنازع نظامي در درياي مازندران را به دست آورد و افزون
بر آن، تمام كرانه‎ي غربي اين دريا را نيز متصرف شد.
32 سال پس از تحميل
قرارداد تركمان‎چاي، روس‎ها دوباره به حركت در آمدند. اين بار سرزمين‎هاي
شمال شرقي ايران را هدف قرار دادند. روس‎ها، ميان سال‎هاي 1881 ـ 1860
ميلادي (1260 ـ 1239 خورشيدي) بيش‎ترين بخش‎هاي خوارزم و فرارود
(ماوراء‎النهر) را اشغال كردند. سرانجام به موجب قرارداد‎ گونه‎ي «آخال»15
كه ميان وزير امور خارجه ايران و وزير مختار وقت روسيه در تهران به امضا
رسيد، دولت ايران از همه‎ي حقوق خود بر سرزمين‎هاي خوارزم و فرارود صرف‎نظر
كرد. بدين‎سان، همه‎ي كرانه‎ي خاوري درياي مازندران نيز تحت استيلاي
روس‎ها درآمد.

فروپاشي امپراتوري تزار‎ها
در شانزدهم مارس 1917
(25 اسفند ماه 1295) با كناره‎گيري نيكلاي دوم تزار روس و خودداري
«گرانددوك ميشل» برادر وي از قبول تاج‎ و تخت، امپراتوري روسيه از هم
پاشيد. ايرانيان از فروپاشي حكومت جبار و ستمگر روسيه، غرق در سرور و
شادماني شدند.
در ماه ژوئيه 1917 (تير ماه 1296)، حكومت پرنس لووف، جاي
خود را به حكومت موقت كرنسكي داد. حكومت كرنسكي، با دست زدن به اصلاحات، به
جنگ با آلمان ادامه داد. اما ارتش روسيه در نبرد گاليسي (Galicie) به سختي
شكست خورد و ارتش آلمان به دورن خاك روسيه نفوذ كرد.
لنين كه سال‌‎ها
در تبعيد به سر مي‎برد، با آلمان به توافق رسيد. وي پذيرفت كه در برابر
ياري آلمان‎ها، در صورت دست يافتن به حكومت به طور يك جانبه ترك مخاصمه كند
و خواسته‎هاي سرزميني آلمان‎ها را برآورده‎ سازد. از اين رو، دولت آلمان،
لنين را در يك قطار ويژه، از مناطق اشغالي عبور داد و وارد خاك روسيه كرد.
لنين
در اندك مدت‎ توانست با بهره‎گيري از حمايت‎هاي همه جانبه آلمان‎ها،
نارضايتي مردم از جنگ و شكست سخت حكومت موقت در نبرد گاليسي برابر ارتش
آلمان، قدرت را در روسيه قبضه كند.
روز هفتم نوامبر 1917 (16 آبان
1296)، بلشويك‎ها با كودتا، حكومت كرنسكي را سرنگون كردند.16 در اين روز،
نيرو‎هاي كودتاگر، مركب از ملوانان و سربازان، جاهاي اساسي پتروگراد
پاي‏تخت روسيه را اشغال كردند و سران حكومت را بازداشت نمودند.
با
فروپاشي امپراتوري تزاري، قرارداد‎هاي تحميلي از سوي حكومت مزبور، به خودي
خود بي‎اثر گرديدند. حكومت بلشويك كه جانشين رژيم تزاري شده بود، خوب
مي‎دانست كه به دليل رفع يد غاصب، مي‎بايست مورد غضب به صاحب اصلي آن
بازگشت داده شود.
از اين رو، بلشويك‎ها در پي آن برآمدند كه با اعمال
فشار بر حكومت ناتوان ايران، ارثيه‎ي خونين تزار‎ها را به خود منتقل كنند.
روس‎ها براي زير فشار قرار دادن دولت ايران، شهر‎ رشت را اشغال كردند. به
دنبال اشغال شهر رشت از سوي بلشويك‎ها، دولت ايران به جامعه‎ي ملل شكايت
برد. جامعه‏ي ملل در 16 ژوئن 1920 (26 خرداد ماه 1299) به شكايت ايران
رسيدگي كرد. در طرح اين دعوا، از آن جا كه شكايت
« بي زوري از زورمندي» بود، تصميم‎ روشني، اتخاذ نشد.
روز
23 آذر ماه 1300 ( 13 دسامبر 1921)، مجلس شوراي ملي، زير فشار شديد روس‎ها
كه بخش‎هاي از شمال ايران را تصرف كرده بودند، اجازه‎ي امضاء و مبادلـه‎ي
اسناد عهد‎نامه مودت ميان دولتين ايران و جمهوري شوروي روسيه را صادر
كرد.17


بر پايه‎ي اين عهد‎نامه، آن چه را كه حكومت تزاري بر پايه‎ي تحميل
قرارداد و ننگ‎نامه‎هاي گلستان، تركمان‎چاي و آخال از ايران تجزيه كرده
بود، به حكومت بلشويكي منتقل گرديد. اما حقوق ايران در درياي مازندران تا
حدود زيادي ترميم شد و ايران حقوق برابر با اتحاد شوروي در درياي مازندران
را به دست آورد.
در اين ميان، نظري كوتاه به بخش نخست فصل اول
عهد‎نامه‎ي مودت ميان دولتين ايران و جمهوري شوروي روسيه، بازگو كننده‎ي
بسياري از حقايق تاريخي است :
دولت شوروي روسيه مطابق بيانيه‎ي خود راجع
به مباني سياست‎ روسيه نسبت به ملت ايران مندرج در مراسلات 14 يانوار ]
ژانويه[ 1918 و 26 ايون ]ژوئن[ 1919، يك مرتبه ديگر رسما اعلان مي‎نمايد كه
از سياست‎ جابرانه‎اي كه دولت‎هاي مستعمراتي روسيه كه به اراده‎ي كارگران و
دهاقين اين مملكت سرنگون شدند نسبت به ايران تعقيب مي‎نمودند، قطعا
صرف‎نظر مي‎نمايد.
نظر به آن چه گفته‎ شد و با اشتياق به اين كه ملت
ايران مستقل و سعادتمند شده و بتواند آزادانه در دارايي خود تصرفات لازمه
را بنمايد، دولت شوروي روسيه تمام معاهدات و مقالات و قرارداد‎ها را كه
دولت تزاري روسيه با ايران منعقد نموده و حقوق ملت ايران را تضييع مي‎نمود،
ملغي و از درجه اعتبار ساقط شده‎ اعلان مي‎نمايد.

در فصل يازدهم همان عهد‎نامه كه اشاره به مسايل درياي مازندران دارد مي‎خوانيم :

نظر
به اين‌كه مطابق اصول بيان شده در فصل اول اين عهدنامه، عهد‎نامه‎ي منعقده
در 10 فوريه 1828 مابين ايران و روسيه در تركمان‎چاي نيز كه فصل 8 آن حق
داشتن بحريه را در بحر خزر از ايران سلب نموده بود، از درجه اعتبار ساقط
است. مع‎هذا طرفين متعاهدين رضايت‎مي‎دهند كه از زمان امضاي اين معاهده‎ هر
دو بالسويه حق كشتي‎راني آزاد را در زير بيرق‎هاي خود در بحر خزر داشته
باشند.

روز پنجم فروردين ماه 1319 (25 مارس 1940)، قرارداد‎
بازرگاني و بحر‎پيمايي ميان دولت ايران و اتحاد شوروي بسته شد.18در اين
قرارداد به حق بهره‎گير‏ي يكسان و انحصاري دو دولت، از درياي مازندران، چه
از نظر كشتي‎راني (ماده 13) و چه از نظر استفاده از منابع طبيعي (بند 4
ماده 12)، به گونه روشن و غير قابل تعبير اشاره شده است. در ماده 13
قرارداد 1940، به روشني آمده است :

طرفين متعاهدين بر طبق اصولي كه
در عهد‎نامه‎ي مورخ 6 فوريه 1921 بين ايران و جمهوري متحد سوسياليستي،
شوروي روسيه اعلام گريده است، موافقت دارند كه در تمام درياي خزر كشتي‎هايي
جز كشتي‎هاي متعلق به ايران يا اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و يا متعلق
به اتباع و بنگاه‎هاي بازرگاني و حمل و نقل كشوري يكي از طرفين متعاهدين كه
زير پرچم ايران يا زير پرچم اتحاد جماهير‎شوروي سوسياليستي سير مي‎نمايند،
نمي‎تواند وجود داشته باشد.

بند 4 ماده 12 مقرر مي‎دارد :

هر
يك از طرفين متعاهدين ماهي‎گيري را در سواحل خود در حد 10 ميل دريايي19 به
كشتي‎هاي خود اختصاص داده و اين حق را براي خود محفوظ مي‎دارند كه واردات
ماهي‎هاي صيد شده از طرف كاركنان كشتي‎هايي را كه زير پرچم او سير
مي‎نمايند از تخفيفات و مزاياي خاصي بهره‎مند سازند.

افزون بر آن،
در نامه‎هاي پيوست قرارداد بازرگاني و بحر‎پيمايي، ازسوي هر دو دولت از
درياي مازندران ، به عنوان درياي ايران شوروي نام برده شده است.
بدين سان، با امضاي دو قرارداد 1921 و 1940، دولت‎هاي ايران و شوروي به عنوان شريك متساوي‎الحقوق در درياي مازندران شناخته شدند.


فروپاشي اتحاد شوروي
روز 30 آذر ماه 1370 خورشيدي (21 دسامبر 1991)،
اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي فرو پاشيد و در اين فرآيند پرچم داس و چكش
از فراز كرملين فرود آورده شد.
با فرو‌‏پاشي نظام اتحاد شوروي، دگرگوني
ژرفي در مناطق قفقاز و آسياي ميانه پديدار گرديد. در اثر اين فروپاشي 15
جمهوري بر پهنه‎ي اتحاد جماهير شوروي، سر بر آوردند كه از آن ميان، سه
جمهوري در منطقه قفقاز و پنج جمهوري بر پهنه‎ي آسياي ميانه ايجاد شدند. اين
جمهوري‎ها، بر سرزمين‎هايي شكل گرفتند كه موضوع قرارداد‎هاي گلستان،
تركمان‎چاي و آخال بودند. در اين ميان، سه جمهوري از جمهوري‎هاي ياد شده،
يعني جمهوري‎هاي آذربايجان (اران)، قزاقستان و تركمنستان، همراه با
فدراسيون روسيه، داراي مرز آبي در درياي مازندران‎اند.
برابر اين رخداد
عظيم تاريخي كه بي‎شك از مهم‎ترين رويداد‎هاي سده‎ي بيستم به شمار مي‎رود و
رابطه‎ي گسست‎ناپذير با تاريخ و منافع حياتي ملت ايران دارد، حكومت جمهوري
اسلامي مي‎بايست پي آمد‎هاي فروپاشي نظام شوروي را در پرتو قرارداد‎هاي
ياد شده مورد تجزيه و تحليل قرار مي‎داد و موضع دقيق خود را در راستاي حفظ
منافع و مصالح ملت ايران، اعلام مي‎كرد.
اما بر خلاف اصول برخاسته از
حفظ منافع و مصالح ملي، وزارت امور خارجه‎ي جمهوري اسلامي، برابر فرآيند
فروپاشي نظام شوروي و دگرگوني‎هاي عمده‎ي جغرافيايي و سياست جغرافيايي
(ژئوپلتيك) منطقه، نه تنها واكنش‎ دقيق و صريحي نشان نداد، بلكه با اعلام‎
نظر‎هاي گوناگون از سوي مقام‎هاي مختلف، بر سر در گمي سياست خارجي كشور در
اين زمينه افزوده شد.


رژيم حقوقي درياي مازندران

رژيم حقوقي درياي‎ مازندران (كاسپيان) بر پايه‎ي قرارداد مودت
(1921) و بازرگاني و بحر‎پيمايي (1940)، ميان دولت ايران و اتحاد شوروي استوار است.
چنان
كه اشاره شد، بر پايه‎ي فصل يازدهم قرارداد 1921 و نيز ماده 13 و بند 4
ماده 12 قرارداد بازرگاني و بحر‎پيمايي 1940، ايران و اتحاد جماهير شوروي،
از نظر كشتي‎راني و بهره‎برداري از منابع آبزيان درياي‎ مازندران، داراي حق
برابر و متساوي‎اند. مهم آن كه سفير كبير دولت اتحاد شوروي در تهران كه
قرارداد 1940 را از سوي دولت خود امضا كرده است، در روز امضاي قرارداد (5
فروردين 1319/ 25 مارس 1940) در نامه‌‎اي به وزير امور خارجه‎ي ايران، با
روشني كامل از درياي‎ مازندران به عنوان درياي ايران و شوروي نام مي‎برد .
سفير كبير دولت شوروي در تهران، به وزير امور خارجه ايران مي‎نويسد :20

با
نهايت توقير، مراتب زير را به استحضار آن جناب مي‎رساند: ... نظر به اين
كه درياي خزر كه طرفين متعاهدين آن را درياي ايران و شوروي مي‎دانند.

در پاسخ وزير خارجه ايران، به «ماتوي فيليموتو» سفير كبير دولت اتحاد شوروي مي‎نويسد :21


با
كمال توقير وصول نامه‎ مورخ 25 مارس 1940 آن جناب را كه به مضمون ذيل است
تاييد مي‎نمايم ... درياي خزر كه طرفين متعاهدين آن را درياي ايران و شوروي
مي‎دانند ...

ماده 13 قرارداد بازرگاني و بحر‎پيمايي ميان ايران و شوروي، تصريح مي‎كند :
طرفين
متعاهدين بر طبق اصولي كه در عهد‎نامه‎ي مورخ 6 فوريه 1921 بين ايران و
جمهوري متحده سوسياليستي شوروي روسيه اعلام گرديده است، موافقت دارند كه در
تمام درياي خزر، كشتي‎هايي جز كشتي‎هاي متعلق به ايران يا اتحاد جماهير
شوروي سوسياليستي و يا متعلق به اتباع و بنگاه‎هاي بازرگاني و حمل و نقل
كشوري يكي از طرفين متعاهدين كه زير پرچم ايران يا پرچم اتحاد جماهير شوروي
سوسياليستي سير مي‎نمايند، نمي‎تواند وجود داشته باشد:

بدين سان، مفاد قرارداد‎هاي 1921 و 1940 و نيز نامه‎هاي پيوست قرارداد 1940، روشن مي‎سازند كه :

1ـ درياي‎ مازندران، يك درياي بسته است.
2ـ اين دريا در يد مالكيت و حاكميت بالسويه‎ي دو دولت ايران و شوروي قرار دارد.

از آن جا كه تحديد حدود در درياي مزبور ميان ايران و شوروي به عمل نيامده
است، مالكيت و حاكميت بالسويه‎ي دو دولت بر اين دريا، به گونه مشاع است.

فصل يازدهم عهد‎نامه‎ي 1921، به گونه‎ي آشكار از حق كشتي‎راني
«
بالسويه‎ » ايران و شوروي در درياي مازندران، سخن گفته شده است. براي
تاكيد بر اين امر كه درياي ‎ مازندران يك درياي بسته است. در تبصره ماده
دوم قانون راجع به اكتشافات و بهره‎برداري از منابع طبيعي فلات قاره‎ي22
ايران مصوب 28 خرداد ماه 1334، تصريح شده است :23
در مورد بحر خزر، مبناي عمل طبق اصول حقوق بين‎المللي مربوط به درياي بسته بوده و مي‎باشد.

جغرافياي نوين برخورد


بر خلاف سده‎ي بيستم كه جغرافياي برخورد، بر پايه‎ي جهان‎بيني
(ايدئولوژي) قرار داشت، در سده‎ي بيست و يكم، جغرافياي برخورد بر پايه‎ي
منابع قرار دارد. اهميت منابع، گستره‎ي برخورد را تعيين مي‎كند. در اين
ميان، مهم‎ترين عاملي كه مرز‎هاي جغرافيايي نوين برخورد را در جهان تعيين
مي‎كند، نفت و گاز است. قطع اين مواد، داراي پي آمد‎هاي مرگ‎بار براي
كاربران آن و به ويژه جهان صنعتي غرب است و از اين رو، تضمين جريان آزاد
آن، مساله‎ي مهم و امري حياتي است.
با در نظر گرفتن اين نكته كه مصرف
جهاني انرژي سالانه بيش از دو درصد افزايش مي‎يابد، رقابت‎ براي دست‎يابي
به ذخيره‎هاي انرژي در سال‎هاي آينده، شديدتر خواهد شد. شوراي امنيت ملي
آمريكا در گزارش‎ سالانه‎ي خود پيرامون سياست امنيتي در سال 1999 ميلادي
(1378 خورشيدي) نوشت :24

براي آمريكا اطمينان از دست يابي به نفت
وارداتي، هم‎چنان حياتي خواهد بود بنابراين ما بايد توجه خود را به ثبات در
مناطق توليدي كليدي ادامه داده تا اطمينان يابيم كه دسترسي و جريان آزاد
اين منابع تضمين گرديده است.

جغرافيايي نوين برخورد25 كه با
جغرافياي نفت، هم‎خواني كامل دارد، مناطق زير را در بر مي‎گيرد :
خليج‎فارس، درياي مازندران، آسياي ميانه، درياي چين. با هر اندازه دانش كم،
در مي‎يابيم كه ايران در دل جغرافياي نفت و در نتيجه در كانون جغرافيايي
نوين برخورد، قرار دارد.
حضور در اين پهنه، نمايان‎گر اهميت كشور‎ها و
سرزمين‎هاست و از سوي ديگر، اين امر به معناي قرار گرفتن در مركز تنش‎ها و
كشمكش‎هاست. بدين‎سان، ايران بار ديگر در موقعيت «دل جهان» قرار گرفته است.
زيرا نقطه‎ي ثقل جغرافياي نفت، از نظر استقرار سرزميني، ايران است.
ايران،
در شمال خليج‎فارس، جنوب درياي مازندران و غرب آسياي ميانه قرار دارد.
مناطق ياد شده و درياي چين (با اهميت كمتر و شايد مدعيان بيش‎تر)، پهنه‎ي
اصلي جغرافياي نفت با پهنه‎ي نوين برخورد را تشكيل مي‎دهد.
آيا عظمت
زمان و موقع ايران را درك مي‎كنيم و توان آن را داريم كه به درستي ايران را
در جايگاه «دل جهان» قرار دهيم؟ با هزار‎ افسوس بايد گفت كه قراين و
نشانه‎ها، اين امر را نشان نمي‎دهند.


فشرده‎ي گفتار

نخست
ـ رژيم حقوقي درياي مازندران (كاسپيان)، بر پايه‏ي قرارداد‎هايي 1921 و
1940 ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي استوار است.
دوم ـ بر پايه‎ي قرارداد‎هاي مزبور، دو طرف داراي حاكميت و مالكيت متساوي (50 ـ 50 ) بر اين دريا هستند.
سوم
ـ از آن جا كه هيچ گونه تحديد حدود، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي در
درياي مازندران به عمل نيامده است، مالكيت و حاكميت متساوي دو طرف، به
گونه‎ي مشاع مي‎باشد.
چهارم ـ بر پايه‎ي اصول شناخته شده ملي و
بين‎المللي، مالكيت و حاكميت بر يك پهنه (اعم از آبي يا خاكي)، در حكم
مالكيت و حاكميت بر فضاي بالا و ژرفاي آن پهنه مي‎باشد، مگر آن كه استثناء
يا محدوديت‎هايي اعلام شده باشد.
در دو قرارداد مزبور، جز در مورد
آب‌‏هاي ساحلي دو طرف (بند 4 ماده 12 قرارداد‎ 1940)، استثناء و يا
محدوديت‎ ديگري به چشم نمي‎خورد. از اين رو، مالكيت و حاكميت ملت و دولت
ايران بر نيمي از درياي مازندران، فضاي بالا و بستر و زير بستر اين دريا را
نيز در بر مي‎گيرد.
پنجم ـ در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد شوروي فرو
پاشيد. در اين فرآيند، 15 واحد سياسي بر پهنه‎ي اتحاد مزبور سر برآوردند
كه چهار واحد آن، يعني فدراسيون روسيه و جمهوري‎هاي قزاقستان، تركمنستان و
آذربايجان ( اران) در كنار درياي مازندران قرار دارند.
ششم ـ همه‎ي
واحد‎هاي ايجاد شده بر پهنه‎ي اتحاد شوروي، از جمله جمهوري‎هاي فدراسيون
روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان (اران)، بر پايه‎ي توافق‎هاي مينسك
(پاي‎تخت روسيه سفيد / بلاروس) و آلما آتي (پاي‎تخت پيشين قزاقستان)،
اعلام كردند كه به عنوان ميراث خواران اتحـاد شوروي، همه‎ي معاهدات و
تعهدات اتحاد مزبـور را به رسميت شناخته و محترم مي‎دارند.
هفتم ـ بدين
سان ميراث خواران اتحاد شوروي، پيش از هر گفتگو با ايران، مي‎بايست نخست بر
سر تقسيم ماترك اتحاد شوروي كه عبارت است از 50 درصد درياي مازندران، به
چانه‎زني، گفتگو و تفاهم يا نزاع و ستيزه‎، ميان خود برخيزند.
هشتم ـ
توافق چهار واحد سياسي فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان
(اران) بر سر مرده ريگ اتحاد شوروي در درياي مازندران كه نيمي از آن را در
بر مي‎گيرد، راه را براي گفتگو بر سر تعيين رژيم نوين حقوقي درياي
مازندران، با دولت ايران مي‎گشايد.
نهم ـ تجزيه‎ي احتمالي هر يك از
واحد‎هاي سياسي مزبور ( اران، فدراسيون روسيه، قزاقستان و تركمنستان) و سر
برآوردن واحد‎هاي سياسي نوين در كرانه‎ي درياي مازندران، اثري بر حق السهم
ايران در اين دريا ندارد. واحد‎هاي حاصل از تجزيه، تنها دارايي و بدهي‎هاي
واحد اصلي را به ارث مي‎برند.


بدين‎سان، حقوق تاريخي و قانوني ملت ايران بر پايه‎ي قرارداد‎هاي موجود ميان ايران و اتحاد شوروي، روشن و مسجل و مسلم است.
هيچ‎كس
و هيچ مقام نمي‎تواند و اجازه ندارد كه از سوي ملت ايران، قراردادي را
امضاء كند كه كوچك‎ترين خدشه بر منافع ملت ايران در درياي مازندران وارد
كند.
از آن جا كه تحديد حدود ميان ايران و اتحاد شوروي در درياي
مازندران به عمل نيامده است، پذيرش سهم كم‎تر از 50 درصد در حكم تجزيه‎ي
ايران است.

پي‎نوشت‎ها :
1ـ بنابر نوشته‎ي هردوت «كاسپي‎ها» در
شهرب‎نشين ( = ساتراپي)‎هاي يازدهم و پانزدهم ايران عصر هخامنشي سكونت
داشتند. محققان محل اين دو شهرب‌‏نشين را جنوب و جنوب‎غربي درياي كاسپين‌‏
نوشته‎اند. استرابون ضمن آن كه كاسپي‎ها را ساحل نشينان درياي شمال ايران
مي‎دانند و تصريح مي‎كنند كه اين دريا، نام خود را از آن قوم بر گرفته است،
ديگر ساحل‎نشينان درياي كاسپيان را از شرق به غرب بدين ترتيب نام مي‎برد :
هير‎كانيان، آماردها، كادوسيان، آلبان‎ها، كاسپيان‎، اوتيان و اسكيت‎هاي
سكايي. بسياري از محققان كادوسيان (تالش‌‏ها) و آلبان‎ها (اراني‎ها) را
بخشي از كاسپي‎ها مي‎دانند.
2ـ درباره‎ كاسپيان و درياي كاسپين ـ دكتر عنايت‎الله رضا ـ مجله مطالعات آسياي مركزي و قفقاز ـ سال اول ـ شماره اول ـ ص 152
3ـ همان

ايران و تركان در روزگار ساسانيان ، دكتر عنايت‎الله رضا ـ شركت انتشارات
علمي فرهنگي ـ زيرنويس صفحه 170 به نقل از دايره‏المعارف بزرگ شوروي
5ـ همان ـ بخش دهم، هجوم مشترك تركان ، خزران و روميان به ايران در روزگار خسرو دوم (پرويز) ـ صص 177 ـ 164
6ـ مروج الذهب ـ مسعودي، شركت انتشارات علمي و فرهنگي ـ جلد اول ـ ص 180
7ـ به گذر‎گاه دربند، دروازه كاسپي نيز مي‎گويند.

جغرافياي مفصل ايران ـ دكتر ربيع بديعي ـ انتشارات اقبال ـ چاپ نخست ـ
تهران، بهار 1370/ در آخرين اطلس شوروي چاپ سال 1951، پهنه‎ي اين دريا را
423300 كيلو‎متر برآورد شده است: درياي خزر ـ دكتر لطف‎الله مفخم پايان ـ
ترجمه جعفر خمامي‎زاده ـ انتشارات هدايت ـ چاپ نخست ـ تهران 1375 / دكتر
محمد‎جواد سهلاني، پهنه‎ي درياي مازندران را 143000 ميل مربع يا 371000
كيلو‎متر مربع نوشته است.
9 - Der Neue Brockhaus , Lexikon und woertebuch, Berlin, 3. Band (kaspisches Meer)
10ـ جغرافياي مفصل ايران
11ـ خشكستان برابر با واژه‎ي ‌ِAride Zone
12
ـ نظامي گنجه‎اي شاعر بلند آوازه‎ي ايران ، اشاراتي به اقوام وحشي روس و
قتل و غارت آنان دارد. براي آگاهي از دست اندازي اقوام وحشي روس به ايران،
مراجعه فرمائيد به :
تاريخ روابط روس و ايران ـ محمد‎علي‎جمال‏زاده ـ انتشارات بنياد دكتر افشار يزدي ـ تهران 1372
13ـ براي آگاهي از متن كامل قرارداد گلستان مراجعه فرماييد به‌ :
دكتر هـ . خشايار ـ تزار‎ها و تزار‎ها ـ انتشارات آرمان خواه ـ تهران ، اسفند 1359
هم‌چنين : اسنادي از روابط ايران با منطقه‎ي قفقاز ـ انتشارات وزارت امور خارجه ـ چاپ نخست ـ تهران 1372
14ـ براي آگاهي از متن كامل قرارداد‎ تركمان چاي، مراجعه فرماييد به :
تزار‎ها و تزار‎ها و نيز اسنادي از روابط ايران با منطقه‎ي قفقاز
(21 فوريه 1828 به تاريخ ميلادي، برابر است با 10 فوريه 1828 به تاريخ يوليان روسي)
15ـ براي آگاهي از متن كامل قرارداد آخال مراجعه فرماييد به :
محمود محمود ـ تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادي ـ انتشارات اقبال ـ چاپ دوم ـ تهران 41 ـ 1336
و نيز : اسنادي از روابط ايران با آسياي مركزي ـ انتشارات وزارت امورخارجه ـ چاپ نخست ـ تهران 1372

16ـ
هفتم نوامبر برابر است با 25 اكتبر به گاه شمار يوليان روسي ـ از اين رو
بلشويك‎ها كودتاي نوامبر را با جعل تاريخ، انقلاب اكتبر مي‎نامند.
17ـ براي آگاهي از متن كامل قرارداد 1921، نگاه كنيد به : تزار‎ها و تزار‎ها و پاره‎اي كتاب‎هاي تاريخي
18ـ مجموعه‎ي قوانين سال 1319 ـ چاپ روزنامه‎ي رسمي ـ از ص 1 به بعد
19ـ
سومين كنفرانس ملل متحد در زمينه‎ي حقوق دريا‎ها درباره‎ي پهناي آب‎هاي
ساحلي يا درياي سرزميني ، به توافق دست يافت. بر پايه‎ي ماده 3 قرارداد
1982 حقوق دريا‎ها، پهناي درياي سرزميني حداكثر 12 ميل دريايي (برابر با
22/22 كيلومتر ) تعيين گرديد.
20ـ مجموعه‎ي قوانين سال 1319
21ـ همان
22ـ ماده 1 قرارداد 29 آوريل 1958 (1337) ژنو، درباره‎ي فلات قاره مي‎گويد:
بستر
و زير بستر مناطق زير درياي مجاور در سواحل ... تا جايي كه عمق آب‎هاي
فوقاني امكان بهره‎برداري از منابع طبيعي مناطق مزبور را بدهد و هم چنين كف
دريا و يا زير كف درياي مجاور در سواحل، جز فلات قاره محسوب مي‎شود.
23ـ مجموعه‏ي قوانين سال 1334 ـ ص 225
24ـ Michael T . Klare ـ مجله‎ي سياست خارجي (Foreign Attairs) ـ مه ـ ژوئن 2001
25ـ رويداد 11 سپتامبر ، آغاز اجراي برنامه‎ي «جغرافياي نفت » ـ دكتر هوشنگ طالع ـ ماهنامه گزارش ، شماره 127 ـ مهر1380


 

 





فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما