دوشنبه11 ارديبهشت 1396                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 1271 تن
 

«ملت­گرايي» : علم شناسايي قوانين و شرايط بقاي ملت


پيرامون مباحث فرهنگ ملي (13)

«ملت­گرايي» : علم شناسايي قوانين و
شرايط بقاي ملت

کودکي من به ديروز بود و کودکي از من به فردا نشسته بود.
کودک ديروز، کاخها را به رويا ميساخت. و من امروز، با تيشه سرسختي، سنگ کوهها را برميکندم و کاخ روياها را ميساختم. آن کودک که به فردا نشسته بود، بر خردههاي سنگ و جنبش تيشه من مينگريست و کاخ روياهايش را ميساخت.
او را ديدم، که خود تيشهاي برگرفته بود و براي کاخ روياهايش، سنگ ميشکافت.
(آژير: ناسيوناليسم چون يک علم)

ملتگرايي، علم شناسايي قوانين و شرايط هستي و سربلندي ملتهاست. ملت، چونان هر موجود زنده، تنها در شرايط ويژه و در پناه نظم و قوانين ويژه، ميتواند باقي بماند.
اين شرايط براي هر ملت نسبت به ملت ديگر متفاوت است. از سوي ديگر، مفهوم «سربلندي»، نيز مفهوم ثابتي نيست.
در آغاز چنين به نظر ميرسد که هرکس ميتواند مفهوم سربلندي را هرگونه که ميخواهد، در نظر گرفته و آن را پايهي عمل قرار دهد؛ اما، علم ناسيوناليسم ميگويد:
افراد نميتوانند مفهوم سربلندي را برپايه ي سليقه و ميل خود، تعيين کنند. «هستي» و «سربلندي» دو مفهوم جدايي ناپذيراند. تنها ويژگي «زمان»، آن دو را از يکديگر جدا کرده است.
اگر گفته شود که علم ملتگرايي، علم شناسايي قوانين و شرايط بقاي ملت است، مساله سادهتر و قابل فهمتر ميگردد.
مجموعه اي که به نام ملت ناميده ميشود و اکنون وجود دارد، در درازاي معيني از زمان نيز وجود داشته است. اکنون بايد بررسي کرد که کدامين عوامل، پايه هاي باقي ماندن اين ملت را فراهم آوردهاند. به گفته ديگر، اگر شناخت قوانين زندگي يک ملت، تنها تا امروز مطرح بود و آينده را دربرنميگرفت، يعني ما تنها با گذشته سروکار داشتيم، در آن صورت بررسي تاريخي و مقايسه ي تاريخي، شيوهاي کافي و درستي مي بود؛ اما ملتي که امروز هست، فردا نيز خواهد بود. البته نه با ويژگيهايي که امروز هست؛ بلکه بدون ترديد دستخوش تحول و تغيير خواهد شد.
برخي ملتها در آينده، رو به زوال خواهند رفت و بعضي، در بستر ترقي و پيشرفت گام خواهند گذارد.
موجوديت امروز ملتها، از «مايه هاي زندگي» ديروز پديد آمده است. از اين رو، به آساني ميتوان علل وقايع امروز را در ديروز جستوجو کرد. از سوي ديگر، موجوديت امروز ملت، خميرمايه ي موجوديت فرداست. بدين سان، فرداي ملت ما، در امروز نهفته است.
آنچه را که امروز در دست داريم، عبارت است از «هستي و موجوديت». آنچه را که فردا به دست خواهيم آورد، عبارت است از «آرزو». از ديدگاه سير تاريخ، فردا نيز چونان امروز است. فردا نيز جنبه ي هستي دارد.
با توجه به اين اصل، ميتوان گفت که قوانين هستي ملت از قوانين سرفرازي ملت، جدا نيست. قوانين هستي (که شناخت آن آسانتر است) موجوديت ملت را تا به امروز مورد بررسي قرار ميدهد. در حالي که قوانين سرفرازي ملت، ناظر به حوادث آينده است.
از اين رو، بسياري چنين ميپندارند که شناخت علمي پايه هاي سرفرازي ملي، از حيطه ي اختيار ما، بيرون است؛ در حالي که چنين نيست.
ماهنامه خواندنی - شماره 80 – اسفند 92 و فروردین 93




فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما