پنج شنبه3 فروردين 1396                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 2017 تن
 

جستاري کوتاه دربارهي زبان اوستايي


 

ماهنامه خواندنی شماره 69

آزاده احسانی چمبلی

خط و زبان اوستايي به خط و زباني گفته ميشود که کتاب اوستاي امروزي بدان نوشته شده بوده است. اوستا مجموعهاي از آيينها، باورها، اسطورهها، قوانين، رويدادهاي تاريخي و فرهنگي ايران بزرگ است. خط اوستايي با نسخههاي خطي باقيمانده اوستا که عموماً در يزد و کرمان و نيز شهرهايي از هندوستان مانند گجرات، نوساري و ... نگاشته شدهاند، شناخته ميشود. اين خط از راست به چپ نوشته ميشود و به باور بيشتر خط شناسان بر پايه خط پهلوي ساخته و پرداخته شده است. حروف اوستايي به يکديگر نميپيوندند، و هر حرف جداگانه نوشته ميشود (همانند حروف لاتين). خط اوستايي با داشتن 14 نشانه براي مصوتها و 37 نشانه براي حروف صامت، از نظر ثبت صامتها و مصوتهاي موجود در زبان آن روزگار ايران، از دقيقترين خطهاي جهان ميباشد و کهنترين نسخه خطياي که تاکنون به خط اوستايي به دست آمده است متعلق به 723 سال پيش (1288 ميلادي) است.
يادگيري خط اوستايي يا دين دبيره بسيار ساده است زيرا تنها به خاطر سپردن نشانههاي خط کافيست براي اينکه کسي بتواند واژگان اوستايي را بخواند، و دليل اين امر آنست که پديد آورندگان خط اوستايي کوشش کردهاند تا خطي بيافرينند که به ياري آن، بدون هيچ پيچيدگياي بتوان اوستا را تمام و کمال و در نهايت درستي ثبت نموده و خواند. اما همواره مقوله خط و زبان دو مقوله جدا از يکديگر هستند؛ آيا با به خاطر سپردن حروف خط اوستايي و خواندن واژگان اوستا چيزي از زبان اوستا درمييابيم؟ پاسخ به اين پرسش ما را وارد مقوله زبان اوستايي ميسازد.
زبان اوستايي زباني بوده است که در بخشهايي از ايران بزرگ (بخشهاي شرقي فلات ايران) بدان ادبياتي غني پديد آمده است. اين زبان همريشه و همخانواده زبان فارسي باستان (زبان کتيبههاي شاهان هخامنشي) و نيز سنسکريت (زبان کهن هنديان) ميباشد. شباهت زبان اوستايي و سنسکريت در حدي است که اين دو زبان را دو گويش از يک گروه زباني واحد ميدانند. زبان اوستايي خود به دو بخش اوستايي کهن و اوستايي جديد بخش ميشود. کهنترين بخش اوستا گاهان (يا گاتها) نام دارد که به باور بسياري سرودههاي خود زرتشت ميباشد و به زبان اوستايي کهن نوشته شده است؛ اما به طور کلي کتاب اوستا همچون دايرهالمعارفي ميباشد که در آن سخن از اسطورهها[تاريخ]، قوانين، رويدادهاي تاريخي و فرهنگي و... رفته است. بر اساس ويژگيهاي زبانشناختي، زبان اوستايي کهن به حدود 4000 سال پيش بازميگردد.
 زبان اوستايي داراي دستوري پيچيده ميباشد و تاکنون دانشمندان نتوانستهاند اوستا را به درستي و بيشک و شبهه ترجمه نمايند، به طوري که اگر چند ترجمه گوناگون از دانشمندان مختلف را کنار يکديگر گذاشته و مقايسه نماييم درمييابيم که حتا در برخي موارد ممکن است ترجمهها يکديگر را نقض کنند.
به طور بسيار چکيده از ويژگيهاي بارز دستور زبان اوستا نمونههاي زير را مي توان نام برد:
 نامها و ضميرها در هشت حالت گوناگون صرف ميشوند و اين هشت حالت نيز با توجه به حروفي که هر نام و ضمير بدان ختم ميشود تغيير مييابند. همچنين نامها و ضميرها داراي 3 جنس مذکر، مونث و خنثي و 3 شمار مفرد مثني و جمع ميباشند. حروف اضافه گاهي ميتوانند عامل باشند؛ يعني روي واژه پس از خود تاثير بگذارند. فعلها نيز بيشتر داراي پيشوندها (پيشوندهايي که معاني را ميتوانند تغيير دهند) ونيز حروف ماده ساز که به ريشه ميپيوندند و شناسهها ميباشند. برخي از ويژگيهاي دستوري زبان اوستايي در برخي زبانها و گويشهاي محلي ايران باقي مانده است که خود مبحثي بسيار مهم و جذاب براي پژوهشهاي بيشتر ميباشد. به جز آن يادگيري اين زبان و آشنايي با ريشههاي واژگان و فعلها و نيز پيشوندها و پسوندهايي که با اضافه شدن به ريشه فعلها معاني گوناگون را پديد ميآورند، براي آناني که در کار واژه گزيني و واژهسازي براي پويايي زبان ميباشند شرط لازم مينمايد.
اينک براي آشنايي بيشتر با آوايِ واژگان در زبان اوستايي و نيز دريافتن پيوند زبانهاي امروزي ايراني با ريشههاي کهن، چند واژه اوستايي براي نمونه بررسي ميشوند. واژگاني برگزيده خواهند شد که شباهتهاي آوايي به واژگانِ زبانهاي ايراني امروزين دارند، اما اين تصور که همگي واژگان اوستايي چنين شباهتهاي آوايياي با زبانهاي امروزين ايرانيان داشته باشند، تصوري نادرست است.

اَأوروَنت (aurvant) : تند و تيز، اين واژه در فارسي امروز در نام «اروند رود» به جاي مانده است.
اَکَرَنَه (akarana) : بيکرانه، اين واژه از دو بخش “ اَ “ که نشانه منفيساز ميباشد، و “کَرَنَه” به معني “کران و کنار” ساخته شده است.
“اَپ” يا “آپ” (ap,aap) : آب
اَناپَه (anaapa) : ناب، بدون آب (در واقع شير يا شرابي که آب با آن آميخته نشده باشد.) اَ (منفي ساز)+ن (ميانوند)+آپَه (آب)
اوشترَ (ushtra) : شتر
خشنَ اُ (khshnao) : خشنود، شاد
خوَفنَه (khvafna) : خواب
دَئِنا (daenaa) : دين، بينش ( اين واژه بر خلاف تصور رايج واژه اي اوستايي است که بعدها وارد زبان عربيگشته است.)
دئِوَ (daeva): ديو
بازَو (baazav) : بازو
چَرَنا (charanaa): چرم ( حرف “ن” در شکل کهن واژه بعدها به “م” تبديل شده است.)
هاوَنَه (haavana) :هاون
“غِنا” يا “گِنا” (ghenaa,genaa) : زن، ، واژه “ژِن” در کردي و جَنين (به معني “زن” ) در بلوچي از اين واژه به جاي ماندهاند.

 


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما