پنج شنبه18 شهريور 1389                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 153 تن
 

به انگيزه ثبت آرامگاه كوروش به عنوان يادماني جهاني از سوي يونسكو پاسارگاد، آن چه ساختش از توان بشر خارج است


حامد فرمند

هنگامي كه اعراب  مسلمان، به نخستين پايتخت هخامنشيان وارد شدند، از ديدن بنايي سنگي و هرمي شكل كه با قطعه سنگ هاي سفيد آهكي برپا شده بود، حيرت كردند. آنان ساخت اين بنا را كه به مقبره اي با شكوه مي‌مانست، از قدرت بشر خارج مي دانستند.

از همان سال هاي نخستين حضور اسلام در ايران بود كه آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب به گور سليمان نبي معروف شد. بي شك سليمان مي توانست با كمك ديوان، سازه اي با ويژگي هاي آرامگاه  مرغاب بنا كند.

مدت درازي از زمان كشف هويت واقعي گور سليمان يا گور مادر  سليمان نمي گذرد. پژوهش هاي 200 سال اخير نشان داده است كه آن چه در دشت مرغابي  يا جلگه پاسارگاد مشهد مادر سيلمان معروف است، آرامگاه كوروش پادشاه انسان‌دوست و انسان‌پرور هخامنشي است.

علي سامي رييس بنگاه علمي تخت جمشيد در اواخر دهه 20 و اوايل دهه 30  خورشيدي، درباره دليل نام گذاري اين آرامگاه به مشهد مادر سليمان معتقد است: «مردمان بعد از اسلام بسياري از ساختمان هاي مهم و عظيم سنگي كه ساخت آنها را از  عهده بشر خارج دانسته، از زمان و باني ساخت آنها بي اطلاع بودند، به سليمان   نسبت داده اند. تصورشان اين بود كه چون ديوان گوش به فرمان وي بودند، براي  او كاخ ها و عمارت هاي عظيم سنگي مي ساختند. آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب معروف به گور سليمان و بناي مرتفع سنگي ساخته شده بر بلنداي تپه اي واقع در اين دشت، موسوم به تخت سليمان از جمله اين بناها محسوب مي شوند. اسم گذاري خرابه هاي قصر اشكانيان در آذربايجان غربي به تخت سليمان نيز از همين تفكر نشات مي گيرد.»

آرامگاه كوروش اولين بنايي است كه در بدو ورود به محوطه تاريخي پاسارگاد با آن  رو به رو مي شويم. بنايي سنگي كه به صورت هرمي شكل ساخته شده است. شش رديف پلكان مرتفع بازديد كننده را از سطح دشت به اتاقك بالايي سازه راهنمايي مي كنند.

سنگ هاي تشكيل دهنده بنا بدون ملات و با استفاده از بست هاي آهني به صورت دم چلچله اي، روي يكديگر قرار گرفته اند. اما پاسارگاد تنها به يك بنا يا محوطه خاص محدود نمي شود. از زماني كه پاسارگاد به عنوان محوطه اي تاريخي شناسايي و حصاركشي شد يعني از اوايل دهه پنجاه شمسي، مجموعه اي از آثار هخامنشي تا اسلامي، در اين حوزه، شناسايي  شده و جملگي تحت حفاظت و مرمت قرار گرفتند.

جلگه پاسارگاد كه در منطقه مرتفع  شمال غرب استان فارس در 138 كيلومتري شيراز قرار گرفته، به مستطيلي شباهت دارد كه بخش شمالي آن 10 تا 12 كيلومتر طول دارد و بخش شرقي و غربي آن 25 كيلومتر، جنوب غربي اين دشت به تنگ هاي باريك به نام تنگ بلاغي منتهي مي شود. طول اين تنگه 12 كيلومتر است و با عرضي به پهناي 200 تا 500 متر بر پهنه دشت گسترده شده است.

نام پاسارگاد را به عنوان مهم ترين طايفه و عشيره پارسيان كه شاهان هخامنشي از  تيره آنان اند، دانسته اند، اگر چنين نام گذاري درست تلقي شود، پاسارگاد را بايد يكي از مهم ترين اقامتگاه هاي  هخامنشيان به شمار آورد. پس بايد به دنبال شهر و تختگاهي بود كه مردمان به آن داخل شده و به رفع و رجوع امور روزانه بپردازند.

در منتهي اليه مجموع كاخ هاي موجود در پاسارگاد، تالاري ستون دار قرار گرفته است كه به دليل وجود درگاهي بزرگ و منقوش به تصوير انسان بالدار، به كاخ دروازه معروف شده است. پژوهشگران اين مجموعه را  دروازه پاسارگاد تلقي مي كنند. در عكس هايي كه جيمز موريه و سر ويليامز اوزلي در سال 1811 از نقش انسان بالدار تهيه كرده اند، كتيبه اي بر بالاي نقش هويداست كه اينك مفقود شده است. متخصصين خطوط باستاني، كتيبه را چنين ترجمه كرده اند:

من، كوروش، شاه هخامنشي.

آن جا كه شاهان استقرار مي يابند، جايي نيز بايد براي ملاقات با مردمان مي‌داشته است. كاخ بارعام در 1250 متري شمال شرقي آرامگاه  كوروش به همين منظور ساخته شده بود. كاخ بر يك تالار مركزي و چهار ايوان در اطراف  تالار مشتمل مي شده است. هشت ستون در دو رديف چهار تايي نيز سقف بنا را نگاه مي داشته اند.

سرستون هايي به شكل جانوران مختلف از جمله شير، شيروان (شير شاخدار)، گاو اسب، بر بلنداي سنگ هاي استوانه اي شكل، آخرين نقطه اتصال سقف و ستون ها به شمار مي آمدند. سرستون هايي با شكل سر اسب، تنها در كاخ بارعام تاريخ ساخت آن را 546 تا 530 پيش از ميلاد تخمين زده اند، ديده شده است.

نام كوروش، كه در جاي جاي مجموعه بناي پراكنده در دشت مرغاب ديده مي شود، [گرچه كوروش، هماره در سفر بود] اما نخستين پادشاه سلسله هخامنشي، مكاني را براي اقامت موقت خود نياز داشته است. باستان شناسان و متخصصين تاريخ، در فاصله 230 متري شمال غرب كاخ بارعام ، بنايي را شناسايي كرده اند كه مشخصات يك مجموعه مسكوني را داراست. نام اين بنا در تاريخ معاصر، كاخ نشيمن يا كاخ اختصاصي ثبت شده است.

يك تالار در ميانه و در ايوان در شرق و غرب آن، معماري اين كاخ عظيم را شكل داده اند. تالار با 30 ستون برپا شده است: ايوان شرقي را 40 ستون كه در دو رديف بيست تايي كنار هم قرار گرفته اند سر پا نگه داشته اند و ايوان غربي را دو رديف ستون و در هر رديف 12 تا.

هنوز باستان شناسان به دنبال قلمه هاي بالايي ستون هاي تالار و سرستون هاي اين بخش مي گردند. تاكنون جز 190 سانتي متر از ستون ها كه بر زمين قرار دارد، نشانه اي  از بخش هاي فوقاني ستون ها پيدا نشده است. بر جرز درگاه اين بنا، تصاويري از گذر پادشاهي پارسي نقر شده و بر بالاي هر يك نگاشته اند: كوروش، شاه بزرگ هخامنشي.

مسافريني كه از شيراز به اصفهان سفر مي كنند، بقاياي ديوار سنگي عظيمي را مي بينند كه همچنان در شمال جلگه پاسارگاد، مشرف به تمام قصرها و بناهاي پراكنده در  دشت پابرجاست. بر فراز صفحه اي كه اينك تنها ديوارهايش بر جاي مانده، بناهايي ساخته شده بود كه بنا بود مجموعه اي همانند تخت جمشيد را شامل شود. مرگ كوروش، گرچه از  ارزش هاي معنوي پاسارگاد نكاست اما موقعيت اين مجموعه را از مركز تمركز هخامنشيان به محلي عبادي _ سياسي تغيير داد. تل تخت يا تخت سليمان نيز كه ديگر نمي توانست رقيبي براي مجموعه كاخ هاي تخت جمشيد در 70 كيلومتري جنوب پاسارگاد باشد، در دوران حكمراني داريوش به دژ نگهباني تبديل شد.

متخصصيني كه ويژگي هاي معماري و ساخت و ساز در دوران هاي مختلف را بررسي مي كنند، از كنار رابطه معماري و طبيعت به سادگي نمي گذرند. باغ ها و بوستان ها، مهم ترين نمونه هاي قابل تامل ارتباط تنگاتنگ انسان

و طبيعت به شمار مي روند. بوستان پاسارگاد يا بوستان سلطنتي در جنوب غربي كاخ  اختصاصي كوروش، از جمله مهم ترين نمونه هاي باغ ايراني است كه مي تواند مورد پژوهش  كارشناسان و متخصصين قرار گيرد. دشتي چمن زار و باغ پردرخت كه به بوستان پاسارگاد  معروف است كليه بناها و سازه هاي دشت مرغاب را در بر مي گرفته است. آب روهايي كه از  رودخانه پلوار سيراب مي شدند، طراوت و تازگي را به محوطه باغ مي بخشيدند.

در كنج شمالي محوطه پاسارگاد، ويرانه هاي برجي بلند، مانند كعبه زرتشت در نقش رستم، به تنهايي خود خو كرده است. عليرضا شاپور شهبازي متخصص تاريخ و مشاور مدير فعلي بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد درباره اين برج بلند مي گويد: «در آرامگاه بودن اين برج شك نداريم. به دليل آن كه تاريخ ساخت اين برج را 530 قبل از ميلاد يا ديرتر مي دانيم، آن را آرامگاه كمبوجيه، فاتح مصر مي شناسيم.»

آرامگاه كمبوجيه يا زندان اسكندر، چنان كه در افواه عمومي جاري است، تنها در ماهيت با بناي مذهبي كعبه زرتشت در نقش رستم تفاوت ندارد، ظرافت ها و دقت هاي معماري اين سازه نيز پيچيده تر از آن بناي متاخرتر است.

اما آن چه تقدس و معنويت مجموعه پاسارگاد را رقم زده است تنها وجود آرامگاه  هاي كوروش و كمبوجيه نيست. حدود يك كيلومتر آنسوتر از تل تخت به طرف شمال غرب كاخ  اختصاصي كوروش، دو قطعه سنگ توخالي خود را در پشت دو تپه مخفي كرده اند. 8 رديف پلكان سنگي يكپارچه، رابطه زمين محوطه با يكي از قطعه سنگ هاست.
كاوش هاي «استروناخ» باستان شناس، بقاياي كف فرش خشتي باستاني را در اين محوطه هويدا كرده است.

عليرضا شهبازي بر اساس اين شواهد و اطلاعات تاريخي موجود عقيده دارد «اين محوطه صفه اي بدون سقف است كه براي نيايش، مراسم مذهبي و تشريفاتي به كار مي رفته است.»

محوطه تاريخي پاسارگاد كه پس از ساخته شدن كاخ هاي باشكوه تخت جمشيد و شوش در سال 518 قبل از ميلاد، ديگر پايتخت هخامنشيان نبود، هيچ گاه در طول حكمراني شهر ياران پارسي اهميت خود را از دست نداد.
شاهان پس از كوروش، در اين محل طي مراسمي با شكوه تاج گذاري مي كردند. هم‌چنين متخصصين، پاسارگاد را پس از كوروش مركز علوم و محل اجتماع و پرورش روحانيون و مغ ها دانسته اند.

گرچه در محدوده پاسارگاد، به خصوص بر روي صفه‌ي «تل تخت» ،آثاري از دوره تسلط سلوكيان، اشكانيان و ساسانيان نيز آشكار است، اما آن چه مسلم است اين كه پس از هخامنشيان تا اواخر سلجوقيان و از دوره صفويه تا زمان برگزاري جشن هاي 2500 ساله در دوره حكومت پهلوي دوم، پاسارگاد محوطه اي متروكه به حساب مي آمد.

جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي كه در دهه پنجاه شمسي چند سالي دوام يافت، گرچه به دليل تعجيل در آماده سازي بناي آرامگاه، اشتباهاتي را در فعاليت هاي مرمتي موجب شد و به خاطر كشيدن جاده اي  آسفالته، مجموعه آثار يكپارچه پاسارگاد را چند تكه كرد، اما آغازي به شمار مي آيد  براي سلسله مرمت هاي علمي در اين محوطه. اين فعاليت ها با تشكيل دفتر فني پاسارگاد به عنوان زير مجموعه بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد، شكل جدي تري به خود گرفت. نقشه برداري از كل محوطه، پاكسازي مجموعه بناها و آثار محوطه از نخاله و انواع زباله و طراحي و اجراي مسير بازديد در اين محدوده از فعاليت هاي علمي انجام شده از سال 2002 ميلادي تاكنون است.

دوره تازه اي از فعاليت هاي مرمتي نيز از سپتامبر 2003 يعني  مهر ماه 1382 آغاز شده است. از آن زمان، حذف مرمت هاي سيماني انجام شده بر روي آثار  اين محوطه تاريخي يكي از مهم ترين هدف هاي مرمتي بنياد پژوهشي پارسه _ پاسارگاد قرار گرفت.

پاسارگاد را راهي به تخت جمشيد و شوش پيوند مي داده است. «هرتسفلد» و  اسلافش آثار اين شاهراه باستاني را در جلگه مرغاب يافته اند كه از شمال وارد مي شده  و از مغرب تل تخت مي گذشته و از كنار آرامگاه كوروش به تنگ بلاغي مي رسيده است.

خبرگزاري ميراث فرهنگي



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود

نفوذ زبان فارسي در زبان كشميري

دگرگون سازي هويت ايراني در تاريخ


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما