چهارشنبه29 شهريور 1396                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 2081 تن
 

اشاره‎اي كوتاه به توانمندي‎ و قدرت زايش زبان فارسي


گويا داستان زير كه ساختني يا واقعي بودن آن معلوم نيست، براي نشان دادن قلدري و خودكامگي رضا‎شاه نقل شده است، اما افراد كم‏مايه و يا بدخواه، آن را براي ناتوان جلوه دادن زبان پارسي، مورد استفاده قرار مي‎دهند.
اما داستان كه در كتاب «شوخي در محافل جدي» (كار مشترك دكتر نصرت الله شيفته و عبدالرفيع حقيقت ـ انتشارات گومش) هم آورده شده، از اين قرار است:
روزي رضا شاه كه عصبي مزاج و بد عنق بود، به اطرافيان دستور داد برايش شير بياورند، خدمه نفهميدند شاه چه نوع شيري را مي‎خواهد و جرات پرسش نيز نداشتند، از اين رو، بعد از رايزني، سه نوع شير به حضور شاه آوردند و عرض كردند اعلي‎حضرت كدام شير را فرموده‎اند؟!
اين سه شير شامل شيرخوراكي، شير آب، و يك قلاده شير درنده بود.
بدخواهان و كج‏فهمان اين گونه داستان‎ها را نشانه‎ي ضعف زبان فارسي و ناتواني آن در زايش و آفرينش مي‎دانند.
حال به همين واژه از زاويه ديگري مي‎نگريم.
مولانا بيتي سروده كه به اين شرح است:
كار نيكان را قياس از خود مگير
در نوشتن شير باشد هم چو شير
چنين مي‎پنداريم كه ما فارسي زبان‎ نيستيم و اين زبان را در آموزشگاه‎ يا دانشگاه آموخته‎ايم، لذا وقتي اين شعر را مي‎خوانيم دچار سردرگمي مي‎شويم. در اين حالت چه بايد كرد؟
پاسخ اين است: همان كاري كه مترجمان فارسي آثار انگليسي، ‌فرانسه، آلماني، اسپانيايي، عربي و ... مي‎كنند. يعني به فرهنگ لغات مراجعه مي‎كنند و با يافتن سه معني متفاوت واژه‎ي « شير» به ژرفاي انديشه سراينده شعر پي مي‎برند.
اين گونه تشابه‎ها در زبان‎هاي ديگر هم هست. در زبان‏هاي ديگر ضعف‎ها و كاستي‎هايي فراوان وجود دارد كه حتي سخن‎گويان به آن زبان را دچار دوارسر مي‎كند.
براي پي بردن به اين واقعيت‎ يك فرهنگ كوچك انگليسي به فارسي را برمي‎داريم و به همان سان كه فال حافظ مي‎گيريم، صفحه‎اي را مي‎گشاييم، در اين صفحه به فعل run برمي‎خوريم كه براي آن اين معاني نوشته شده است:
1ـ دويدن؛ جاري شدن؛ روان بودن؛ سليس بودن؛ غلتيدن؛ حركت كردن؛ گريختن؛ داير بودن؛ ]درنگ[ پهن شدن؛ كشته شدن؛ گذشتن؛ اعتبار داشتن؛ رسيدن؛ كفايت كردن؛ ] جوراب[ دررفتن؛ بالغ شدن؛ سرزدن
2ـ دوانيدن در مسابقه وارد كردن؛ شركت كردن در  ]مسابقه[؛ روان ساختن؛ بردن؛ حركت‎دادن؛ فرو كردن؛ گرداندن؛ اداره كردن؛ گزراندن؛ دويدن در؛ ] قاچاقي[ رد كردن؛ صاف كردن ؛ گداختن
آيا مي‎توان وجود اين همه معاني براي يك فعل انگليسي را دليل ضعف آن زبان دانست؟
درك بسياري از معنا‎هاي اين واژه از ساختار جمله‎اي كه در آن فعل run به كار گرفته شده براي كاربراني كه انگليسي زبان مادري آن‎ها است و يا اين زبان را به خوبي آموخته‎اند، به آساني امكان‎پذير است. در مواردي هم كه افراد دچار اشكال شوند، به فرهنگ لغات مي‎نگرند.
اما در همان فرهنگ دستي كوچك 37 واژه و اصطلاح تركيبي با استفاده از run به چشم مي‎خورد كه برخي از آن‎ها هيچ يك از معنا‎هايي را كه در بالا براي اين فعل آورده شد، ندارد. مثلا:
بدن جانوري را سوراخ كردن =                            run an animal throuch                 
ديوانه شدن =                                                                            run mad
حكايت از اين قرار است كه، ... چنين گويند كه ... =         the story runs that             
اكنون اين پرسش را پيش رو مي‎گذاريم كه استفاده از يك فعل براي ساختن تركيب‏ها و واژه‎هاي مركبي كه معنا‎هاي ديگري را به خواننده‎ و شنونده انتقال دهند ضعف است؟
پاسخ منفي است. زباني زنده، پويا و قابل گسترش است كه علاوه بر برخورداري از قدرت خلق واژگان مجرد و مركب جديد، داراي نرمش كافي براي آفريدن تركيب‎هاي معنايي جديد داشته باشد.
زبان پارسي، از اين هر دو ويژگي به ميزان بسيار بالا و كم نظيري برخوردار است. در مورد توان آفرينش واژگان مجرد و مركب جديد، توانمندي زبان پارسي را هيچ كس نتوانسته مانند شادروان پرفسور محمود حسابي نشان دهد (در اين مورد رجوع كنيد به مقاله توانايي‎ زبان فارسي كه در ديدارگاه fare iran. com نيز قابل دست‎رسي است).
اما در مورد توانايي‎ زبان پارسي در خلق واژگان مركب و تركيبات جديد به بازخواني دو صفحه از مقدمه و تعليقاتي كه استاد دكتر محمد‎رضا شفيعي كد‎كني بر كتاب «اسرار التوحيد في‎مقامات الشيخ ابي‎سعيد» نگاشته‎اند بسنده مي‎كنيم اين گفتار را در زماني ديگر دنبال خواهيم كرد.
استاد شفيعي كدكني در صفحات 188 و 189 كتاب بالا مي‎نويسد:
قدرت ايجاد معاني مختلف از رهگذر تركيب افعال با پسوند‎ها و پيشوند‎ها، مهمترين ويژگي نثر فارسي اين دوران است و مولفان اين دوره با ياري گرفتن از زبان مردم و يا با تجارب ادبي خويش، گاه از تركيب يك فعل با چندين كلمه يا پسوند و پيشوند، معاني بسياري را از آن بوجود مي‎آورند، يك فعل با چندين كلمه يا پسوند و پيشوند، معاني بسياري را از آن به وجود مي‎آورند، برخلاف دوره‎هاي بعد كه مولفان به علت بي‎خبري از استعداد اداي معاني بازداشته‎اند. مثلا با كلمه‎ي «آرزو» درين كتاب اين افعال به كار رفته است:
1ـ آرزو آمدن از (آرزوي بودن به جاي كسي)
2ـ آرزو خاستن (آرزو كردن: «آن خاك را آرزوي ما خاست» يعني آن خاك ما را آرزو كرد.)
3ـ آرزو خواستن (برآورده شدن مرادي را طلب كردن)
4ـ آرزوي كسي را به جاي آوردن (تحقق بخشيدن مراد كسي)
5ـ آرزو دادن (به مراد و آرزو رساندن كسي را)
6ـ آرزو كردن (در فعل: آرزوم كرد / آرزوش كرد)
7ـ آرزو در خاطر داشتن
يا فعل پيشوندي «باز كردن» را در معاني:
1ـ باز كردن (نان از تنور گرفتن)
2ـ  باز كردن (بريدن يا قطع شاخه از درخت)
3ـ باز كردن (كوتاه كردن موي و ناخن)
4ـ باز كردن (حفر كردن)
5ـ باز كردن (ساختن و بنا كردن)
6ـ باز كردن (كنار زدن گوشه‎ي سجاده و امثال آن)
7ـ باز كردن (ميوه از درخت چيدن)
8ـ باز كردن سر حجره يا بنا (خراب كردن سقف ...)
9ـ باز كردن از (گشودن جواهر و حليه از خويش)
يا فعل «برآمدن» را در معاني متنوع:
1ـ برآمدن (بيرون آمدن)
2ـ برآمدن (گذشتن زمان)
3ـ برآمدن ( در باز كردن قرآن، آمدن آيه)
4ـ برآمدن ( به وزن و اندازه برابر درآمدن)
5ـ برآمدن ( حاصل شدن مراد و كام)
6ـ برآمدن ( طلوع)
7ـ برآمدن انگشت به جبه (فرو رفتن انگشت در جبه)
8ـ برآمدن روز، دور ـ ( مدت زيادي از روز گذشتن)
9ـ برآمدن با ( مقابله كردن)
10 ـ برآمدن از (خروج از)
11ـ برآمدن، گرد ـ (طواف دور چيزي كردن)
زبان فارسي با قدرت تصريفي خويش در تركيب اسماء و فعل‎ها يا پيشوند‎ها با افعال، چنين انعطاف‎پذير وگنجايش داشته است. در دوره‎هاي بعد زنگ زده شده و از حركت بازمانده است. به يك نمونه‎ي ديگر توجه كنيد فعل «فرو كردن» را ما امروز به معني «فرو بردن» به كار مي‎بريم ولي در اين كتاب به چندين معني به كار رفته كه حتي يكي از آن‎ها هم امروز، براي ما، زنده نيست با اين كه به شدت به آن نياز داريم:
1ـ فرو كردن ( گستردن سجاده يا غاشيه يا هر چيز گستردني)
2ـ فرو كردن ( ريختن و پاشيدن چيزي مانند شكريا ...)
3ـ فرو كردن به ( چيزي را در ديگ يا ظرفي انداختن)
4ـ فرو كردن دست (دست دراز كردن به سوي چيزي)
5ـ فرو كردن موي (تراشيدن و كوتاه كردن موي)




فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما