چهارشنبه7 تير 1396                         خانه تماس با ما بایگانی  
 
بازدید: 2149 تن
 

تاثير انكار ناپذير ادبيات فارسي بر لئوتولستوي


لئوتولستوي، اگر نام آورترين نويسنده قرن نوزدهم و بيستم روسيه نباشد، بي‎ترديد يكي از چند اديب و دانشمند بزرگي است كه هم بر افكار هم ميهنان خود اثر ژرفي گذاشته و هم بر افكار و انديشه‎هاي مردم ديگر كشور‎ها.
از ميان ‎آن همه اثري كه خلق كرد، كافي است به رمان جنگ و صلح اشاره كنيم و ياد‎آور شويم اين داستان پر جاذبه اثري ژرف بر روشنفكران روسيه گذاشت و حتي برخي‎ها معتقدند اين رمان گروهي از خوانندگان روسي زبان را چنان دگرگون كرد كه پيش زمينه‎ي گرايش آن‎ها به انقلابي‎گري شد.
آثار لئو، سرشار از نفرت از زشتي و هم دردي با انسان‎هاي رنج‎كش است. لئو جنگ، دروغ، فريب و ساير زشتي‎ها را با چنان مهارتي به تصوير كشيده كه هر مخاطبي را دگرگون مي‎كند. در يك كلام، آثار او سرشار از هم دردي با انسان و ستايش نيكي‎ها است.
 اما تولستوي از چه كسي يا كدام مكتبي بيش‎تر تاثير گرفته است. مطلب كوتاه زير كه از ديدار‎گاه اينتر‎نتي AFTAB.iR برگرفته شده، به اين پرسش پاسخ مي‎دهد.
...
لئوتولستوي كه 38 آگوست 1828 در روسيه به دنيا آمد، يكي از كلاسيك‎هاي جهان به شمار مي‎آيد. او كه با رمان «جنگ و صلح» توانست خود را در ادبيات جهان به اثبات برساند، به ادبيات فارسي علاقه‎اي وافر داشت و از گنجينه‎هاي آن بهره‎هاي زيادي را اندوخت.
تولستوي هر بار با خواندن حكمت‎هاي فارسي، سعي مي‎كرد آن‌ها را مختصر‎تر و در عين حال نزديك‎تر به اصل ترجمه كند. با مشاهده كتاب‎هاي منتشره‎ سال‎هاي مختلف، مي‎بينيم چطور تولستوي روي ترجمه اين حكمت‎ها كار كرده و آن‌ها را به اصل فارسي‎شان نزديك‎تر و در عين حال شبيه به ضرب المثل‎هاي روسي كرده است.
تولستوي روي آثار فولكلور فارسي نيز همين كار را انجام داده است. او از ترجمه‎هاي انگليسي به فرانسوي گوناگوني استفاده كرده و با دقت روي آن‌ها كار كرده و آن‌ها را براي خوانندگان روسي جالب ساخته، در حالي كه سعي كرده اصالت‎شان حفظ شود.
به آساني مي‎شود احساس كرد كه تولستوي علاوه بر مسايل و ايده‎هاي اخلاقي براي حكمت‎ آدمي، آزادي‎خواهي، دشمني يا بردگي و استهزاء در داستان‎هاي توده‎اي مردم ايران اهميت زيادي قائل بوده و اين نمونه‎ها را طوري ترجمه كرده كه به گوش روس‎ها كه به رزق و برق شرقي كمتر عادت كرده‎اند خوشايند و پند‎آموز باشند.
تولستوي به موسيقي ايران نيز علاقه زيادي داشت، به اعتقاد او اين موسيقي خيلي خوش‎آهنگ، صميمي و عامه‎فهم است. او مي‎نويسد: «من با موسيقي شرقي آشنايي دارم. آهنگ‎هاي فارسي با وجود اين كه ساخت موسيقي‎اشان فرق دارد. براي من كاملا قابل فهم و دلنشين است. از اين رو فكر مي‎كنم كه موسيقي ما هم براي آن‌ها كاملا قابل فهم باشد. آهنگ‎ تازه، اول به گوش ناآشناست ولي وقتي انسان آن را ‎فهميد لذت مي‎برد. موسيقي مردمي را همه مردم خوب درك مي‎كنند. موسيقي فارسي را دهقان روسي خواهد فهميد همانطور كه موسيقي مردمي روس را يك نفر ايراني كاملا درك خواهد كرد.»
تولستوي آثار سعدي را خيلي دوست ‎مي‎داشت. در ايام جواني وقتي گلستان را مطالعه مي‎كرد. مجذوب اين امر شده بود و از همان وقت تا آخر عمر براي نظم و حكمت فارسي ارج فراوان قايل بود. وقتي در سال‎هاي هفتاد قرن 19، تولستوي روي كتاب الفبا و كتاب‎هاي روسي براي قرائت كار مي‎كرد، يكي از داستان‎هاي باب سوم گلستان (دو درويش خراساني ملازم يكديگر سفر كردندي) را به شكل قصه جداگانه‎اي در آورد. تولستوي در سال 1904 ميلادي براي مجموعه دائره‎القرائت بسياري از حكمت‎هاي سعدي را كه از ترجمه روسي گلستان گرفته بود، وارد اين كتاب كرد. مقصود از نشر اين كتاب آن بود كه به مردم درس انسانيت، نيكي، محبت و صلح بياموزد. از اين روي تولستوي به پند و حكمت‎هاي سعدي روي آورده و از جمله از حكمت‎هاي زيرين استفاده كرده است: انديشه كردن كه چه

گويم، به از پشيماني خوردن كه چرا گفتم.
به نطق آدمي بهتر است از دواب
دواب از توبه، گرنگويي صواب

گربه شير است در گرفتن موش
ليك موش است در مصاف پلنگ

نيم ناني گر خورد مرد خدا
بذل درويشان كند نيمي ديگر

ملك و اقليمي بگيرد پادشاه
هم‌چنان دربند اقليمي دگر

سرچشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گذشتن به پيل

عاقبت گرگ‎زاده گرگ شود
گر چه با آدمي بزرگ شود

راستي موجب رضاي خداست
كس نديدم كه گم شد از ره راست

لئوتولستوي به ادب فارسي اهميت زيادي مي‎داد. او ادبيات كلاسيك فارسي را مطالعه كرده و به آثار فردوسي، سعدي و حافظ، ارج مي‎گذاشت. تولستوي با تاريخ و ادب فارسي هم به زبان روسي و هم به زبان‎هاي ديگر اروپايي آشنايي پيدا كرد. در كتاب‎خانه شخصي او كتاب‎هايي درباره تاريخ و ادب ايران موجود بود.
تولستوي در جواني با اشعار حافظ از طريق ترجمه‎هاي اشعار او به زبان‎هاي اروپاي غربي آشنا شده بود. او در سال‎هاي بعدي ترجمه اين غزل‎ها را به زبان روسي كه « فت» شاعر معروف روس برايش فرستاده بود، بارها مطالعه كرد. نام حافظ در بسياري از نامه‎هاي تولستوي و « فت» در اين دوره آمده است. ايوان تورگنف نويسنده معروف روس در سال‎ 1859، ديوان حافظ چاپ آلمان را به فت هديه داد و فت به قدري از آن خوشش آمد كه خودش شروع به ترجمه روسي آن‌ها كرد. تولستوي باور نمي‎كرد كه غزل‎هاي فلسفي و صوفيانه حافظ را فت كه شاعر عاشق پيشه و ليريك بود، بتواند خوب ترجمه كند و به او چنين نيشخند مي‎زد: « اگر شما تا اين حد سرگرم اين كار شده‎ايد كه بدون آن نمي‎توانيد زندگي كنيد، خدا به شما توفيق بدهد كه بتوانيد بخوبي حافظ غزل‎‏سرايي كنيد.» اين نامه را تولستوي اوايل اكتبر 1859 به فت نوشته بود. تولستوي در نامه ديگرش مي‎پرسد: «خب، بالاخره حافظ شما چه شد؟ خواهشمندم يكي از بهترين غزل‎هاي حافظ را كه ترجمه كرديد برايم بفرستيد تا دهنم آب بيفتد.» تولستوي به فرانسه مي‎نويسد: « و من برايتان گندم مي‎فرستم».
فت، در ماه نوامبر 1859 چند ترجمه خود از غزل‎هاي حافظ را براي وي فرستاد، ولي تولستوي همان‎طور كه تصورش مي‎رفت اين ترجمه‎ها را نپسنديد. وي در تاريخ 20 دسامبر 1859، براي باريسوف، يكي از خويشاوندان فت، چنين مي‎نويسد: «به فت بگوييد خيلي معذرت مي‎خواهم، اما از غزل‎سرايي حافظانه او خوشم نيامد. در ترجمه‎هايي كه فرستاده معاني عميق يافت نمي‎شود و رنگ و شكل فارسي در اين ترجمه‎ها ديده نمي‎شد.» ولي وقتي چندي بعد مجله روسكويه سلوو ترجمه 27 غزل حافظ را به قلم فت منتشر كرد، تولستوي از آشنايي بيشتر با حافظ، اين شاعر بزرگ ايراني، بسيار خوشحال شد.



فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  


 
 
گروهبندی :
 

 
  پربازدیدترین ها:
 
توانمندی زبان فارسی در برابر زبان تازی ( عربی )

بحرين

واژگان فارسي را به‌كار گيريم

در شهر سوخته يافت شد: خط‌كش 5 هزار ساله با دقت نيم ميلي‌متر

شمار فارسي زبانان در سرزمين‌هاي خوارزم و فرارود


 
 
خانه| بایگانی | تماس با ما