... هركس، چه در قديم و چه در قرن اخير، چيزي راجع به الفبا نوشته و يا تحقيقي كرده، تصديق نموده كه كاملترين الفباي جهان، الفباي اوستاست و در ميان خطوط ميخي، تنها خط ميخي فارسي به صورت الفباي نسبتا كـاملي درآمده است...1
... زرتشت، كتاب اوستاي معروف خود را آورد و عدد سورههاي آن بيست و يك بود و هر سورهاي در دويست ورق و عدد حروف و اصواتش شصت حرف و صوت، و هر حرف و صوتي شكل جداگانهاي داشت و از آنها، حروفي تكرار و حروفي اسقاط ميشوند، زيرا مخصوص زبان اوستا نيست. اين خط را زرتشت اختراع كرده و مجوس آن را دين دبيره ميگويند... 2
و زرتشت خط ديگري احداث كرد كه مجوس آن را كسب دبيره يعني خط كلي ميگويند و بـا اين خط لغاتٍ امم ديگر و صداهاي حيوانات و طيور و غيره را مينويسند. عدد حروف و اصوات اين خط 160 حرف و صوت است و هر حرف و صوتي، صورت جداگانه دارد. در خطوط امم ديگر، خطي كه داراي حروفي بيشتر از اين دو خط باشد نيست، زيرا حروف يوناني كه اكنون آن را رومي ميگويند، بيست و چهار حرف دارد و در آن ح خ ع ﻫ ذ ض وجود ندارد. 3
فارسيان غير از اين دو خط كه زردشت آن را احداث كرد، پنج خط ديگر دارند. برخي از اين خطها در آن كلمات نبطي داخل و برخي داخل نميشود.4
« مهمترين كتابهاي مردم جهان از سكان شرق و غرب و شمال و جنوب، دوازده كتاب است و آن عربي، حميري، فارسي، عبراني، سرياني، يوناني، رومي، قبطي، بربري، آندلسي، هندي و چيني است. پنج از آنها، استعمالش مضمحل و باطل شده و كساني كه آنها را ميدانستند از ميان رفتهاند و آن حميري و يوناني و قبطي و بربري و آندلسي است. سه از آنها، در كشورهاي خود استعمالش باقي است و كسي در بلاد اسلامي نيست كه آنها را بدانند و آن رومي و هندي و چيني است و چهار از آنها در دست است كه در كشورهاي اسلامي مستعمل ميباشد و آن عربي و فارسي و سرياني و عبراني است. 5
اما كتابت عربي يك نوع دارد و در آن تفنن نيست. فقط خط قلمهاي آن در حال تجويد و تعليق تغيير ميكند ولي كتاب فارسي متنوع است و داراي هفتفن ميباشد كه محمد موبد معروف به ابوجعفر متوكلي ] 250 هجري / خورشيدي[ ذكر كرده است. به گمان او فارسيان در هنگام پادشاهي خود بـا هفت كتابت ارادهي گوناگون خود را تعبير ميكردند و نامهاي آنها، اين است: آم] عام[ دفيره، گشته دفيره، نيمگشته دفيره، فرورده دفيره، رازدفيره، ديندفيره ]وسف دفيره[. معني نيمگشته دفيره، كتابت عامه است. معني گشته دفيره، كتابت تفسير يافته است. معني فرورده دفيره، كتابت وسايل است. معني را زدفيره، كتابت را زو ترجمه اغست. معني دين و فيره، كتابت دين است و بـا اين كتابت مينوشتند قرات و كتب ديني خود را. معني وسفدفيره، جامع الكتابات است و آن كتابي بوده شامل لغات امم از روم و قبط و بر بروهنه و چين و ترك و منبط و عرب.
كتابت عامه از ميان آنها بـا بيست و هشت قلم رسم ميشد و براي هر قلمي از آنها نام جداگانهاي بود. چنان كه گفته ميشود و در خط عربي و خط تجاويد و خط تحرير و خط تعليق.
« صناعت كتابت نامهاي مختلفي داشته ملازمفنون طبقات اعمال و بيش]تر[ آن نامها فراموش شده و آن چه از آنها به يادمانده اين است: داد دفيره، شهر هماره دفيره، كده هماره دفيره، گنجهماره دفيره، آهرهماره دفيره، آتشان هماره دفيره، روان كان هماره دفيره.
اما داددفيره، كتابت احكام واقضيه است. شهر هماره دفيره، كتابت حسابهاي دارالملك است. گنج هماره دفيره، كتابت اصطبلات است. آتشان هماره دفيره، كتابت حسابهاي آتش است. روانكان هماره دفيره، كتابت وقفهاست.
كتابتهاي ديگر هم بوده است كه اسماء آنها مندرس شده و روش نيست. در نوشتن، اين هفت نوع كتابت را به كار ميبردند. چنان كه در سخن گفتن نيز پنج زبان به كار ميرفت... 7
حمزهي اصفهاني ميگويد: « تـا اين جا حمايت زرتشت پورآذر خود معروف به محمد متوكلي ميباشد. فارسيان نيز كتابت ديگري به نام كتابت عصا داشتند. اين را شلمقاني حكايت ميكند و متوكلي از اين كتابت خبر نداشت.»
ابننديم مينويسد: عبدالله بنمقفع ] درگذشت 144 هجري قمري/ خورشيدي[ گفت: فارسيان داراي هفت كتابت بودند: از آنهاست كتابت دين و ناميده ميشود،دين دفتريه و بـا آن اوستا را مينويسند. كتابت ديگري، ويش دبيره گفته ميشود و آن سيصد و شصت و پنج حرف بود. بـا آن فراست، زجر، شرشر آب و طنين گوش و اشارههاي چشم و ايماء و غمزه و مانند اينها را مينوشتند.» 8
وي در ادامه ميگويد: « كسي از اين قلم دستش نيفتاد و از فارسيان كسي امروز نميتواند آن را بنويسد. اما ونوبد را از آن پرسيدم، گفت آري به كار ميرود براي ترجمه چنان كه در كتابت عربي تراجمي موجود است.
كتابت ديگر گشج گفته ميشود و آن بيست و هشت حرف است] و[ بـا آن نوشته ميشود عهود و مودمرات و قطايع و همچنين فارسيان بـا اين كتاب روي انگشتر و حاشيهي لباس و روي فشها و سكههاي دنيا و در هم نقش ميكردند. اين است نمونهاي از آن ] نمونهي نوشتار داده شده است[ . كتابت ديگر شاه دبيره گفته ميشود. بـا اين كتابت، شاهان عجم تكلم ميكردند ميان خودشان ولي نه بـا عوام و منع ميكردند از آن ساير مردمان كشور را از ترس اين كه مبادا آگاه شود از اسرار شاهان، كسي كه شاه نيست ] و نمونهي آن[ به دست مـا نيفتاد. كتابت وسايل چنان كه بر زبان جاري است و در آن نقطه نيست.
برخي از آنها به زبان سرياني اولي كه اهل بابل به آن گفتوگو ميكردند نوشته ميشد و خوانده ميشد به فارسي. عدد حروفش، سي و سه حرف است. نامه دبير وهام دبيره گفته ميشود و آن براي ساير اصناف كشور به جز شاهانست. فقط اين نمونهاي از آن است] نمونهي نوشتار داده شده است[. كتابت ديگر، را زسهريه گفته ميشود. پادشاهان بـا آن رازهاي خود را مينوشتند بـا هر كس از ساير امم. عدد حروف و احوالش، چهل حرف است و هر حرفي از حروف و اصوات صورت معروفي دارد و در آن لغت نبسطي نيست. و ايشان را كتابت ديگري است كه داسسهريه گفته ميشود. بـا آن فلسفه و منطق نوشته ميشود و آن را بيست و چهار حرف است. نقطه دارد و به دست مـا نيفتاد.»
1ـ ذ، بهروز ـ دبيره ـ جزوه شماره 2 ايـران كرده ـ ابنسينا ـ چاپ دوم ـ تهران 1341
2ـ مسعودي ـ التنيه و الاشراف
3ـ همان
4ـ همان
5ـ حمزهي اصفهاني ـ النبيه علي حدوث التصحيف
6ـ همان
7ـ همان
8ـ الفهرست ـ تاليف در سال 377 هجري قمري / خورشيدي
9ـ همان